خلاصهء نظر وى بر دو پايه فوق بدين شرح است :
« البداء منزلته في التّكوين منزلة النّسخ في التّشريع ، فما في الامر التّشريعى والاحكام التّكليفيّة نسخ ، فما في الامر التّكوينىّ والمكوّنات الزّمانيّة بداء ، فالنسخ كأنّه بداء تشريعي ، والبداء كأنّه نسخ تكويني » « 1 » .
بخش سوم :
اين بخش كه از جهتي ، يك بخش فرعى واستطرادى در مسأله بداء مىباشد ، به اعتباري بطور مستقيم با بداء در ارتباط است . در اين مرحله به طرح حصول كثرت از وحدت از رهگذر مسائل علم حروف واعداد اشاره شده كه بيش از يك پنجم رساله را به خود اختصاص داده است .
لازم به ذكر است كه أكثر محقّقان ومحدّثان بعد از أو ، نظريه وى را پذيرفتهاند « 2 » .
10 - ملا صدرا
تحليل نظريه وى را به جهت عدم تكرار ، در خلال طرح بحث لوح وقلم معروض مىداريم « 3 » .
هامش
( 1 ) - ر . ك : اثر حاضر ، ص 55
( 2 ) - ر . ك : « تلخيص التمهيد » ، ص 414 ، تعليقات « أوائل المقالات » ، ص
( 3 ) - أقوال ديگرى در مسأله بداء وجود دارند كه پارهاى از آنها عبارتند از :
الف - بداء به معنى ابداء ( اظهار ) است . « البيان » ، ص 393 كه از آراء ضعيف در اين مسأله است .
ب - بداء در علم ذاتي حقّ نيست بلكه در علم مفاض به أنبياء است ، اين قول مشابهت با كلام حكيم ملا فيض كاشاني در « وافى » دارد .
ج - ظهور حركات در نظام علّى ومعلولي بنا به تشاجر وناهماهنگى آنها در ظهور اضداد بداء است .