اين كتاب عظيم را كه متضمن شرح حال جمعى ناموران يونان و روم است ، پلوتارك نوشت ، انديشمندى كه در تاريخ ادب جهان به عنوان يك فيلسوف ، شرح حالنويس و معلم اخلاق شناخته شده است ، و در عين حال ، نقادان ادب گيتى او را نخستين متفكرى مىدانند كه در پهنهء زمين به كار خطير و سودمند « بيوگرافى نويسى » پرداخته است . « 1 » طى قرون متمادى ، از قرن يكم ميلادى تا امروز ، بزرگترين خردمندان و اديبان و هنرآفرينان عالم از مطالعه كتاب او سود بردهاند و چه بسيار كه مطالب آن را منشاء و مآخذ خلق نمايشنامهها و داستانها و منظومههايى قرار دادهاند ، چنان كه ويليام شكسپير درامنويس تواناى انگليس ، مبناى تراژدى مشهور جوليوس قيصر خود را همين كتاب پلوتارك قرار داد و حتى قسمتهايى از مضامين آن را كه به نثر بود به نظم برگرداند . بسيارى از شرح حال نويسان از شيوهء او پيروى كردهاند « 2 » و جمعى از تاريخ نويسان ، به نوشتههاى او استناد كردهاند . « 3 »
هامش
( 1 ) . پلوتارك در شرح حال يكى از قهرمانان خود اشاره مىكند كه وى شرح حال نويسى را از شخصى به نام « آريستوسن »Aristoseneآموخته و اين نويسنده اخير شرح حال چند تن از رجال معروف را نگاشته بود ، اما از اين كتاب اثرى در دست نيست . ضمنا گفته شده كه قبل از پلوتارك نويسنده ديگرى به نام پوليبىPolybeبه اين شيوه اثرى داشته ، اما آنچه مسلم است اين است كه هيچيك از اين نويسندگان زندگانى قهرمانان را اين چنين با هم مقايسه نكرده است .
( 2 ) . براى نمونه سطور مربوط به معرفى « كاسيوس » را از دو اثر پلوتارك و شكسپير مىتوان مقايسه كرد .
پلوتارك در كتاب زندگانيهاى همنظير مىنويسد :
« سزار نسبت به كاسيوس احساس حسادت مىكرد و حتى به او مظنون بود . بارها به دوستانش مىگفت :
« شما دربارهء اين مرد چگونه مىانديشيد ؟ من از نگاههاى مات او خوشم نمىآيد . من از چهره لاغر و رياضت كشيدهاش هراسناكم . . . »
شكسپير در نمايشنامه جوليوس قيصر چنين مىسرايد :
بگذاريد بگرد من مردانى گرد آيند كه فربه باشند ، مردانى كه سيمايى آراستهاى دارند و شب هنگام به راحتى به خواب مىروند ، آن كاسيوس سيمايى استخوانى و نگاهى گرسنه دارد ، او بسيار مىانديشد و در نظر من اينگونه مردان خطرناكند . . . » در يك مورد شكسپير عينا سخن پلوتارك را نقل كرده است ، آنجا ماركآنتونى خطابهاى بر جنازه قيصر ايراد مىكند ، مىگويد :
« آه مرا عفو كن ، اى قطعه خونبار زمين ، كه من با اين قصابان اينگونه با تواضع و فروتنى رفتار مىكنم . . . »
اينكه شكسپير مستقيما از نوشتهء پلوتارك به خط « ايونى » يا لاتين استفاده كرده باشد ترديد است . كتاب زندگانيهاى بىنظير پلوتارك در سال 1559 ميلادى به وسيله ژاك آميوJacques Amyotبه فرانسه ترجمه شده بود و قريب بيست سال پس از او سرتوماس نورثSir Thmas Northهمين كتاب را به انگليسى برگردان كرد . از آنجا كه نمايشنامه جوليوس قيصر به سال 1601 به روى صحنه آمده مىتوان تصور كرد كه شاعر و درامنويس عاليقدر انگليسى ، ترجمه سرتوماس نورث را خوانده باشد .
در سه نمايشنامه ديگر شكسپير زير عناوين « آنتونى و كلئوپاترا » « كوريالانوس« Coriolanusو تايمون آتنى »Timon of Athens( نخستين اجرا به سال 1605 ) نمونههايى هست كه نشان مىدهد شكسپير حتى توطئههاى اصلى اين نمايشنامهها را از پلوتارك اقتباس كرده است .
( 3 ) . در مورد اخير ادوارد گيبون نويسنده « تاريخ زوال و سقوط امپراطورى روم » را مىتوان مثال زد .