چيزى كه هست اين پيشآمد را به يونانيان آگاهى نداده پرده از روى خيانت پااوسانياس برنداشت و اين بدان اميد بود كه شايد او از قصد خود باز گردد و اگر باز نگشت راز وى از جاى ديگرى آشكار گردد و چنان خيانت بزرگى در پرده نماند .
بااينحال چون پااوسانياس را بكشتند و كاغذهاى ثميستوكليس در اين زمينه به دست افتاد يونانيان درباره او بدگمان شدند و لاكيدومنيان فرصت به دست آورده به پردهدرى برخاستند .
نيز دشمنان او در ميان آتنيان تهمتها بر وى مىبستند .
ثميستوكليس چون از آتن دور بود ناگزير شد به دستيارى نامههاى خود به دفاع پردازد و تهمتهايى كه زده مىشد پاسخ يكايك را باز گويد ، از جمله چنين نوشت :
كسى كه هميشه هواى حكمرانى را در سر داشته و همواره ميكوشيده كه فرمان بر ديگران براند چنين كسى هرگز خود را به بندگى به مردم بيابانى غارتگرى « 1 » نمىفروشد .
با اين همه دفاعهاى او مردم سخنان تهمتزنان را باور مىكردند و اين بود كه كسانى را فرستادند تا او را بياورند و در يك محكمهاى كه از جانب همه يونانيان برپا شود محاكمه نمايند .
ثميستوكليس پيش از وقت اين را دانسته به جزيره كوركورا « 2 » بگريخت و مردم اين جزيره از او خرسندى داشته هوادارش بودند . زيرا در زمانى كه ميانه ايشان با مردم كورنثيس گفتگويى برخاسته بوده ، او را حكم برگزيده و او چنين رأى داده بود كه كورنثيان بيست تا لنت به مردم اين جزيره بپردازند و نيز شهر ليوكاس « 3 » و جزيره آن بنهاى ( كولونى ) از آن هر دوى آن شهرها باشد .
سپس از آنجا روانه اپيروس گرديده و چون آتنيان و لاكيدومنيان هنوز از دنبال او بودند از اين جهت در آنجا هم درنگ نكرده به اميد رها شدن از خطر خود را به جايى انداخت كه سراپا خطر بود .
بدينسان كه پناه به آدميتوس « 4 » پادشاه مولوسى « 5 » برد ، در حالى كه او پيش از آن خواهشى از
هامش
( 1 ) . اين مردم بيابانى غارتگر همان است كه سپس ثميستوكليس پناه بر آنان برد و ساليان دراز خود او و فرزندانش با نان آن مردم زندگى كردند .
( 2 ) .Corcyra( 3 ) .Leucas( 4 ) .Admetus( 5 ) .Molosi