تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي ) — صفحة 485

مساهمون:

ص٤٨٥
ساخته و با تيرهاى آهنى با هم استوار گردانيده بودند چندان‌كه هر كشتى كه كله به آنها مىزد خود آن در هم مىشكست . مىتوان گفت اين جنگ در دريا تفاوتى از جنگ در خشكى نداشت و مىتوان گفت به زد و خورد در پيرامون يك در استوار ماننده‌تر بود تا به جنگ دريايى . زيرا هميشه سه يا چهار كشتى از آن قيصر يك كشتى را از آن آنتونيوس در ميان گرفته با نيزه و زوبين و چنگال و پاره‌آتشهايى كه اختراع كرده و به درون آن مىانداختند در همش مىشكستند . از آن سوى كسان آنتونيوس از درون به نگهدارى كشتى كوشيده از بالاى برجهاى چوبى به دستيارى منجنيق و ماشين سنگ و ديگر چيزها پرتاب مىنمودند . آگريپا « 1 » دسته كشتيهايى را كه زير فرمان داشت تكان داده از پهلوى دشمن رد شد از اين جهت پبيكولا با كشتيهاى خود از جا جنبيد تا نگران كشتيهاى اگريپا باشد و اين بود از دل سپاه دور افتاد و بدينسان نابسامانى در لشكر ايشان پديد آمد با آنكه در اين هنگام آرونتيوس « 2 » جنگ را پيشرفت مىداد . با اين همه هنوز پايان جنگ ناپيدا بود و از ديده بيم و اميد هر دو سوى يكسان مىنمودند . در اين حال ناگهان سپاهيان كشتيهاى شصت‌گانه كلئوپترا را ديدند كه با شتاب دريا را مىشكافد و روى به گريز دارد و راست به سوى آن كشتيهايى كه سرگرم جنگ بودند مىآيد تا از ميان آنان بگذارد . اين كشتيهاى كلئوپترا را در پشت سر كشتيهاى بزرگ هشته بودند و در اين هنگام كه از ميان آن كشتيها مىگذشت ناگزير بود كه سامان آنها را به هم بزند . دشمنان سخت در شگفت شدند زيرا ديدند آن كشتيها به دستيارى باد موافق دريا را به سوى پلوپونيوس « 3 » مىشكافد . در اين جا بود كه آنتونيوس براى جهانيان نشان داد ديگر هوش و جربزه بلكه شايستگى يك مرد را نيز ندارد . آنكه زمانى به شوخى گفته شده بود كه دل عاشق در كالبد كس ديگر است اين زمان هويدا شد كه جز سخن راستى نمىباشد .
هامش
( 1 ) .AGrippa( 2 ) .Arruntius( 3 ) .Peloponnesusجنوب يونانستان كه اسپارت شهر آن مىباشد .
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي ) — صفحة 485 | پلوتارخ / كسروى