پس از ديرى اوكتاويا را كه تازه دخترى زاييده بود همراه برداشته روانه يونانستان گرديد . در آنجا در آتن زمستان را به سر مىبرد تا مژده به او رسيد كه ونتيديوس اشكانيان را در جنگ شكسته ولابينيوس « 1 » را با فارناياتيس « 2 » كه بزرگترين سردار هوروديس بود كشته است .
از اين مژده در يونانستان جشن بزرگى برپا ساخت . در اين ميان پاكوروس « 3 » پسر پادشاه اشكانى كه با سپاه انبوهى آهنگ سوريا كرده بود در خاك كوروستيكا « 4 » با ونتيديوس روبهرو گرديده جنگ سختى كردند . ونتيديوس بسيارى از سپاه او را كشته خود او را نيز نابود ساخت .
اين فيروزى يكى از كارهاى تاريخى روميان به شمار است و بدين فيروزى بود كه جبران شكست كراسوس را كرده كينه از اشكانيان باز جستند . اشكانيان پس از اين سه شكست پياپى ديگر پاى باز پس كشيده درون ماد و بين النهرين بايستادند .
ونتيديوس نخواست بيش از اين پيشآمد از بخت بهرهيابى كند تا آنتونيوس با او بر سر رشك نباشد و لشكر را بر سر كسانى كه از روم برگشته بودند رانده بار ديگر آنان را زيردست روم گردانيد .
از جمله انتيوخوس پادشاه كوماگنى « 5 » را در شهر سارموساتا « 6 » گرد فرو گرفت .
آنتيوخوس هزار تالنت پيشكش فرستاده بخشايش خواست و به گردن گرفت كه هميشه فرمانبردارى از آنتونيوس نمايد ولى ونتيديوس آن را نپذيرفته پاسخ داد كه چون آنتونيوس آهنگ اين سوى كرده و در راه است و چنين پيغام فرستاده كه من با تو هيچگونه پيغام نبندم اين است تو بايد كسى نزد انتونيوس بفرستى .
آنتونيوس اين كار را براى آن كرده بوده كه بارى اين فيروزى به نام او انجام گرفته همه فيروزيها بهره ونتيديوس نباشد .
بههرحال محاصره به درازا انجاميده مردم شهر چون از زينهار نوميد گرديدند از جان گذشته دليرانه بكوشيدند تا آنجا كه آنتونيوس از دست يافتن به ايشان نااميد شده و از اينكه آن
هامش
بوده . ولى از اين نگارشهاى پلوتارخ پيداست كه دروغ است .
( 1 ) .Labienusچنانكه برخى نوشتهاند اين سردار رومى بوده و به ايران آمده بود .
( 2 ) .Pharnapates( 3 ) .Pacorusپسر شاه اشكانى
( 4 ) .Cyrrhesticaبخشى از سوريا بوده .
( 5 ) .Commageneبخشى از سوريا بوده .
( 6 ) .Sarmosatsدو شهر با اين نام بوده كه تازيان سميساط خواندهاند در اينجا سيمساط سوريا منظور است .