زيرا يقين داشت كه تنها زور دريايى او در برابر كشتيهاى ايرانى تاب برابرى نخواهد داشت .
ولى مردم ايوبوبا « 1 » چون ترس آن را داشتند كه يونانيان ايشان را رها كنند و در دست دشمن بگزارند . پلاگون « 2 » را با مقدار گزافى از پول نزد ثميستوكليس فرستادند كه با او گفتگويى كند و ثميستوكليس بدانسان كه هرودت « 3 » مىنويسد آن پول را پذيرفته به ايوروبياديس پرداخت .
در همه اين كارها كسى از آتنيان با او مخالفت نداشت .
چنان كه آرخيتلس « 4 » سركرده كشتى مبارك چون پول براى تهيه آذوقه يه كسان كشتى خود نداشت و آنان مىخواستند كه به سوى خانههاى خود باز گردند .
ثميستوكليس آتنيان را بر او آغاليد كه بر سرش ريختند و چيزى براى شام خوردن او نيز باز نگذاشتند . آرخيتلس از اين كار سخت برنجيد .
ليكن ثميستوكليس صندوقى پر از ابزار براى او فرستاده در ته آن يك تالنت نقره گذاشت و به او پيام فرستاد كه با آن پول تهيه خوراك آن روز و فردا را براى كسان كشتى خود بنمايد و گرنه او در ميان مردم شهرت خواهد داد كه آرخيتلس رشوه از دشمن دريافته است .
اين است داستانى كه فانياس « 5 » از مردم لسب براى ما نقل مىكند .
اگرچه اين جنگها كه در تنگههاى ايوبوياميانه يونانيان و ايرانيان روى مىداد چندان مهم نبود و كشاكش را به پايان نمىرسانيد .
ولى بههرحال براى يونانيان بسيار سودمند مىافتاد . زيرا در اين كوششهاى كم خطر آنان ورزيده شده و اين دريافتند كه نه فزونى شماره كشتيها و نه توانگرى و آراستگى آنها و نه لافها و به خود باليدنهاى دشمن و نه آوازهاى درشت آنان هيچ كدام اثرى در كار ندارد و زيانى از آنها بر يونانيان نخواهد رسيد و خوب ياد گرفتند كه چگونه با دشمن نبرد نمايند و اين است كه بر دليرى خود افزوده بر آن سر شدند كه به دشمن نزديك گرديده از نزديك جنگ كنند و از آنان بيمى نداشته باشند . گويا پندار اين جنگ آرتميسيوم را ديده و درست درباره آن زد و خوردهاست كه مىگويد :
هامش
( 1 ) .Euboea( 2 ) .Pelagon( 3 ) .Herodotus( 4 ) .Architipes( 5 ) .Phanias