ولى گمان مىكنم اساداس « 1 » پسر فويبيداس بيش از ديگران در آن روز درخشيد و يقين دارم بدانسان كه ياران خود او از حال وى در شگفت بودند دشمنان نيز شگفتى داشتند .
چه او جوانى بسيار زيباروى و خوشاندام بلند و بالايى بود و در سال نيز ميانه پسرى و مردى بهترين دوره زندگانى را مىپيمود . چنين جوان پسنديده زيبايى در آن روز نه تنها زره جنگ بر تن نداشت رخت نيز به دشوارى داشت . چه او در خانه روغن به تن ماليده بود كه ناگاه هياهو برخاست و او ديگر نايستاده و به همان حال شمشيرى به يكدست و نيزهاى به دست ديگر گرفته به آوردگاه شتافت و از گرد راه به جنگ پرداخته و هر كه را از دشمن مىديد شمشير بر سرش مىنواخت . اين شگفتتر كه بااينحال هيچ زخمى برنداشت و اين يا از آنجا بود كه خدايان بر دليرى و جوانمردى او بخشيده او را از گزند نگهدارى مىنمودند و يا از آنجا كه دشمنان تن و بالاى درشت و بلند او را ديده و زيباييش را تماشا نموده و از جامه تنش در شگفت شده او را يك آدمى عادى نمىپنداشتند و از اين جهت از زدن زخم خوددارى مىنمودند . ايفوران به پاداش اين دليرى تاجگلى به او بخشيدند ، ولى در همان هنگام به جرم آنكه بىزره به جنگ شتافته هزار درهم جريمه از او گرفتند .
چند روز پس از اين حادثه جنگ ديگرى در نزديكى مانتنيا درگرفت . در اين جنگ اپامينونداس دنباله سپاه اسپارت را شكسته به هنگامى كه از دنبال آنان مىتاخت انتيكراتيس « 2 » نامى از لاكونيان با نيزه زخمى به او زد .
اين سخنى است كه ديوسكوريديس « 3 » مىنگارد . ولى اسپارتيان هنوز خاندان انتيكراتيس را « مردان شمشير » مىنامند . بدان جهت كه او اپامينونداس را با شمشير زخمى گردانيده ، به هر حال اسپارتيان چندان ترس از اپامينونداس داشتند كه اين كشنده او را در بغل مىكشيدند و همگى مهربانى با وى مىنمودند . سپس هم قانونگزارده نوازشهايى درباره او نشان دادند و از جمله او را از پرداختن باج براى ملكهاى خود معاف نمودند كه تا امروز اين معافى را كاليكرليس « 4 » يكى از نوادگان او دارد .
و چون پامينونداس كشته گرديد ، بار ديگر پيمان آرامش ميانه همگى يونانيان بسته گرديد .
ولى اگيسيلاوس مىخواست مردم مسينا را از اين پيمان كناره گرداند . بدين عنوان كه
هامش
( 1 ) .Isadas( 2 ) .Anticrates( 3 ) .DiesCORIDES( 4 ) .GaIlicrates