بههرحال چون الكبياديس در زير فشار آن حكم از ثوريى بگريخت روانه پلوپونيسوس گرديده زمانى را در آرگوس مىزيست . ولى چون در آنجا بيم از دشمنان مىكرد و اميدى براى بازگشت به شهر خود نداشت اين بود كسى را به اسپارتا فرستاده از آنان خواستار زينهار گرديد و شرط كرد كه نيكيها درباره ايشان انجام داده جبران بديهايى كه در زمان دشمنى خود نموده بكند .
اسپارتيان زينهار به او داده به شهر اسپارتش خواستند و او بدانجا شتافته پذيرايى گرمى يافت .
در همان روزهاى نخستين بود كه اسپارتيان را واداشت بيدرنگ و بىترس سپاه به يارى مردم سوراگوس فرستادند .
نيز در سايه رهنمايى او بود كه گوليپوس « 1 » را به سيكيلى روانه ساختند و او سپاه آتنى را كه در آنجا بود شكست داده پايمال ساخت . « 2 » پس از اينها دومين كار الكبياديس آن بود كه اسپارتيان را برانگيخت سپاه آراسته در درون يونان با آتنيان جنگ آغاز كردند .
سومين كار او كه بيش از همه گزند به آتن رسانيده از ارج و نيروى آن كاست اين بود كه اسپارتيان را واداشت تا دكليا « 3 » را استوار گردانيدند و بدينسان سرچشمههاى درآمد آتن بسته گرديد .
الكبياديس از هر باره اسپارتيان را شيفته گردانيده و رخت آنان را مىپوشيد و به شيوه آنان زندگانى مىكرد .
يكى از كارهاى او بود كه زن پادشاه آگيس را از راه برده او را آبستن گردانيد و پسرى از او زاييده شد كه خود آن زن چگونگى را انكار نكرده به زنان همراز خود باز مىگفت :
پس از شكستى كه آتنيان در سيسيلى يافتند فرستادگانى از خيوس و لسبوس و كوزيكوس « 4 » به اسپارتا فرستاده شد ، به اين مقصود كه از آتن بريده به اسپارت پيوندند . بويوتيا ميانجى
هامش
( 1 ) .Gylippus( 2 ) . اين شكست آتنيان در سيگيلى با دست گوليپوس يكى از گزندهاى تاريخى است كه به آتن رسيده .
به گفته پلوتارخ باعث آن الكبياديس بوده گويا داستان كيمون كه در پيش آورده اشاره به همين گزند و بدبختى است كه آتنيان از دست الكبياديس يافتند .
( 3 ) .Decelea( 4 ) .Cyzicus