خليدونى « 1 » دور از دسترس ايرانيان گردد و كسى طمع در آنجا نتواند كردن ، با اين قصد بود كه با دويست كشتى جنگى از كنيدوس « 2 » و بندر ترييوپى « 3 » روانه گرديد و اين كشتيها آنها بود كه ثميستوكليس به نظارت خويشتن با دقت بسيار ساخته و بيش از همه تندى و چابكى آنها در راه پيمايى و گرديدن رعايت نموده بود .
كيمون نيز تغييرهايى در آنها داده چنان ساخت كه دسته انبوهى از جنگجويان در آنها جا گرفته به آسانى به جنگ مىپرداختند .
نخست با اين كشتيها بر سر شهر كوچك فاساليس « 4 » كه مردم آنجا اگرچه يونانى بودند ولى هنوز هوادارى از ايران مىنمودند و به كشتيهاى كيمون راه باز نمىكردند كه به بندر شهر ايشان درآيد .
همهى زمينهاى پيرامون را ويرانه ساخته تا نزديك ديوارهاى شهر پيش رفت .
ولى سپاهيان خيوس كه اين زمان در لشكر او كار مىنمودند چون دوستان ديرين مردم فاساليس بودند خواستند كارى كنند كه خشم سردار را بر آن مردم كمتر گردانند و براى اين مقصود تيرهايى كه به شهر مىفرستادند نامهايى نوشته به آنها مىبستند و بدينسان مردم شهر را از چگونگى باخبر مىساختند و در نتيجه اين كار بود كه جنگ به آشتى انجاميد و كيمون زينهار به آنها بخشيد ، با اين شرط كه ده تا لنت پرداخته و آنگاه همراه او به جنگ ايرانيان روانه شوند . ايفوروس مىگويد : « فرمانده كشتيهاى ايران تثرائوتيس « 5 » و سردار لشكر خشكى فرنداتيس « 6 » بود . » ليكن كالستينس بر اين سخن است كه فرمانده همگى سپاهيها در خشكى و دريا آريمانديس « 7 » پسر گوبرواس « 8 » بوده و او با همه زور و سپاه خود در دهانه رود ايوروميدون « 9 » درنگ داشت نه به قصد آنكه به جنگ برخيزد بلكه چون هشتاد كشتى فنيقى از قبرس راه برگرفته بودند انتظار رسيدن آنها را داشت و پشتيبانى از آنها مىنمود .
كيمون قصد او را دانسته به سوى او روانه گرديد كه اگر هم به دلخواه به جنگ درنبايد ناگزيرش گرداند .
هامش
( 1 ) .Chelidoni( 2 ) .Cnidos( 3 ) .Triopi( 4 ) .Phaselis( 5 ) .Tithraustesi( 6 ) .Pherndates( 7 ) .Ariomandes( 8 ) .Cobruas( 9 ) .Eurymedou