بود « 1 » . بدين سبب « او را به اسم شحنگى خوارزم موسوم كردند » « 2 » و حال آنكه بنا به گفتهء هر دو منبع « 3 » ، عملا در سرزمين مزبور حكومت نمىكرده . وى « پسر بزرگتر قطب الدين محمد را در مرو به مكتب داد ، تا آداب و رسوم رياست و امارت تعليم كند » .
در سال 491 هجرى ( 1097 ميلادى ) خوارزمشاه اكنجى بن قچقار « 4 » به دست اميران طاغى كشته شد . سلطان بركيارق پس از اطفاى نايرهء شورش اميرداد بك حبشى بن التونتاق را « 5 » امارت خراسان داد و التونتاق حكومت خوارزم را به قطب الدين محمد پسر انوشتگين سپرد . سنجر مقام محمد را
هامش
( 1 ) - جوينى ، نسخهء خطىGPB، 2 ، 34 ، ورق 99 ، ( چاپ قزوينى ،II2 ) .
( 2 ) - اين كلمات از متن جوينى است ( همانجا )
( 3 ) - تا حدى كه مىدانيم نخستين بار حمد اللّه مستوفى قزوينى وى را امير واقعى خوارزم مىخواند ( « تاريخ گزيده » ، نسخهء خطىLGu، شمارهء 153 ، ص 283 ؛ چاپ براون ، متن ، 486 و بعد ؛ ترجمه ، 111 و بعد ) ، مع هذا به تبصرهء مترجم دربارهء تاريخ 491 هجرى توجه شود .
( 4 ) - نه تنها ابن اثير بلكه جوينى نيز ( چاپ قزوينى ،II، 3 كه « النجى » نوشته شده ) از اين شخص اسم برده است . ولى همهء ناقلان بعدى از رشيد الدين به بعد نام وى را از قلم انداختهاند ( نسخهء خطى موزهء آسيائى 566a( 66D) ، ورقa517 ) .
به نظر ماركوارت (sq201 .sq48 .Komanem , S) ، كه اين اكنجى را با شخصى كه عوفى از او ياد كرده ، يكى مىداند توجه شود ( رجوع شود به « متون » ص 99 ) .
( 5 ) - در تأليف جوينى : « دادبك بن حبشى التونتاق ؛ در چاپ قزوينى (II، 2 ) :
دادبك حبشى التونتاق .