هيچ علت جدّى ندارد . در دستورنامهء شخصى كه به نمايندگى خوارزمشاه در دربار محمد « 1 » منصوب شده بوده شاه سلجوقى « خدايكان عالم سلطان اعظم فرمانده روى زمين » ناميده شده است « 2 » .
چون نيت سلطان جامهء عمل نپوشيد ، ايل ارسلان بىشك نيرومندترين فرمانرواى بخش شرقى عالم اسلام بوده و بدين سبب تصميم گرفت اجراى وظيفهاى را كه در نامهء خويش به وزير بغداد اشاره كرده بود ، خود به عهده گيرد ، اولا فرصتى بدست وى آمده بود تا در امور ماوراء النهر مداخله كند .
در آن زمان با وجود حكومت عاليه قراختائيان ، مبارزه ميان خانان و دستجات قرلغان دوام داشته . پس از پيكار قطوان ، طمغاج خان ابراهيم پسر ارسلان خان محمد در سمرقند حكومت مىكرده . وى بدست قرلغان كشته شد و جسد او را در صحرا افكندند « 3 » . بنا به گفتهء جمال قرشى « 4 » اين واقعه در سال 551 هجرى ( 1156 ميلادى ) در حوالى بخارا و محل كلياباد ( كلاباد ) وقوع يافت . چغرى خان « 5 »
هامش
( 1 ) - مضمون سند بعدى چنين است :
( . 75 ، 154 .Rosen , « Lesmanuscrits persans » , p)
( 2 ) - خدايكان عالم سلطان اعظم فرمانده روى زمين .
( 3 ) - ابن اثير ( چاپ تورنبرگ ،XI، 133 ) اين واقعه را به ماه ذو الحجه 550 هجرى ( اواخر ژانويه - اوايل فوريه 1156 ميلادى ) مربوط مىداند . نيز در اينجا گفته شده كه خان در تمام مدت سلطنت خويش فرمان فرماى ضعيف و سست عنصرى بوده . رجوع شود به « متون » ص 72 ( الكاتب السمرقندى )
( 4 ) - « متون » ، ص 132 .
( 5 ) - در تأليف ابن اثير چنين است ( چاپ تورنبرگ ،XI، 205 ) . قرائت لقب ديگر اين امير مشكوك است . در تأليف جوينى « كوك ساغر » آمده ( نسخهء خطى خانيكوف و چاپ قزوينى ) . رجوع شود به : « متون » ، ص 34 ، انشاء .