نابودى نجات يافته بودند : « بعضى پنهان شدند ، برخى گريختند ، پارهاى را بردند ولى بعد ( مع هذا ) توانستند نجات يابند و عدهاى نيز در ميان مقتولان مخفى شدند ( و پس از رفتن مغولان برخاستند ) » . ولى در گرگانج مغولان پس از نهب و قتل و غارت مردم سد را خراب كردند و آب سراسر شهر را غرقاب و ساختمانها را ويران ساخت . و جاى شهر را بعد آب پوشانيد . هركس از تاتار نجات يافته بود در آب غرق شد و يا در زير آوار ويرانهها هلاك گرديد . ولى به گفتهء جوزجانى « 1 » دو ساختمان ، يكى « كشك آخچاك » ( ؟ ) و ديگر مرقد سلطان تكش ( در يك جا اشتباها « مرقد محمد » گفته شده ) برپاى ماند « 2 » . بدين سبب احتمال اينكه مغولان عمدا و از روى قصد شهر را غرقاب كرده باشند اندك است . ولى مسلما بر اثر تخريب و ويرانئى كه ايشان مسبب آن بودند ، سدها و به ويژه سدهائى كه مانند سد آن پايتخت به تعمير و ترميم روزانه احتياج داشتند « 3 » ويران گشتند . سبب و توجيه غرقاب شدن چندين شهر خوارزم و تغيير مسير جيحون ( آمودريا ) كه مجددا به درياى خزر جريان
هامش
( 1 ) - ترجمهء راورتى ،I، 281 ( در چاپ ناسائو - ليس نيست ) ؛II، 1100 ( چاپ ناسائو - ليس ، 378 ) .
( 2 ) - بنا به خبر متأخرى كه معلوم نيست كه از كجا اخذ شده ( عبد الكريم بخارى ، متن ، 78 ؛ ترجمه 177 ) ، مرقد نجم الدين كبرى و مرقد ابن حاجب و مناره و مرقد دختر محمد و بقاياى بازار سالم مانده بوده . مرقد شيخ نجم الدين كبرى اكنون در ميان ويرانههاى شهر كنونى قرار دارد .Lansdell , « Russian Central asia » , vol) ( 347 .II , pو « مردم خيوه بسيار محترمش مىدارند » ( رجوع شود به : اسمير نوف ، « درويشى » ، ص 18 ) . حتى در تأليف ابن بطوطه نيز از آن ياد شده است (III، 6 ) .
( 3 ) - ياقوت ، « معجم » ،II، 483 .