پيش از آن نيز شبانه به همين طريق [ يعنى افگندن در جيحون ] اميرانى را كه برسم گروگان در گرگانج اقامت داشته بودند به هلاكت مىرسانيده . ملكه نخست به ناحيهء يازر « 1 » كه در غرب تركمنستان كنونى بوده « 2 » رفت و از آنجا رهسپار مازندران شد و در آنجا باتفاق همراهان در قلعههاى لارجان و ايلال باقى ماند .
قلاع مزبور را مغولان محاصره كردند . ايشان ، مانند ديگر مواردى كه به محاصرهء قلاع و استحكامات واقع بر ارتفاعات مىپرداختند « 3 » ، در اين مورد نيز حصارى از چوب بدور قلاع كشيدند و رابطهء پادگان را با خارج بالكل قطع كردند . قلاع پس از چهار ماه محاصره بر اثر كمبود آب تسليم شدند . بنا به گفتهء جوينى و نسوى پديدهاى كه در نقاط پر باران مانند مازندران بسيار نادر - است ظهور كرد . به قول نسوى چهار ماه تمام قطرهاى باران نباريد . و به قول جوينى ذخيرهء آب قلاع در مدت ده پانزده روز بپايان رسيد . هر دو مورخ مىگويند كه در اين مورد سرنوشت سخريهاى پرداخت و پس از تسليم قلاع بىدرنگ بارانى سيل آسا باريدن آغاز كرد . از گفتههاى ابن اثير « 4 » مىتوان
هامش
( 1 ) - املاء قديم كلمه به صورت يزغر در تأليف محمود كاشغرى و همچنين در كتاب فخر الدين مباركشاه آمده . رجوع شود به : 407 .Ross , « The genealogie » , P( مرو الرودى ، 47 « يزغز » ) ( همينگونه ) . - تحريريه ) .
( 2 ) - تومانسكى ، « دربارهء « كتاب كركود » ، 303 - 302 . اين شهر بعدها « درون » ناميده شد ( نزديك ايستگاه كنونى « باخاردن » ، در نيمه راه ، ميان عشق آباد و قزلآروات ) . رجوع شود به بارتولد . « آبيارى » ، ص 41 .
( 3 ) - از تاريخ وقايع نو گورود در تأليف كارامزين ، « تاريخ دولت روسيه » مجلدIII، حاشيهء 367 ، ص 124 .
( 4 ) - چاپ تورنبرگ ،XII، 243 ؛ 14 - 13 ،. CMIZO , I.