پالادى گشته است و وى چنين چيزى را غير محتمل مىشمارد « 1 » . ظاهرا مانويان ، كه در قرنهاى نهم و دهم در منابع اسلامى « 2 » و چينى « 3 » از ايشان به موازات بودائيان ، در اويغورستان ياد شده ، در قرن سيزدهم ميلادى ( هفتم هجرى ) ديگر وجود نداشتند . ولى آثار تعاليم ايشان در معتقدات بودائيان و مسيحيان محفوظ مانده بوده . روبروك با نمايندهء كيش بودا كه از چين آمده بود به مباحثه پرداخت و بودائى مزبور به ويژه در هواخواهى از اصل وجود دو مبداء خير و شر و انتقال ارواح [ تناسخ ] پافشارى مىكرد . بدين سبب روبروك مىگويد كه همهء ايشان پيرو الحاد مانويان دربارهء وجود دو مبداء و انتقال ارواح [ تناسخ ] مىباشند . حتى يكى از روحانيان نستورى كه تحصيل كردهتر بوده از روبروك پرسيد كه آيا براى جانوران جهان ديگرى كه از كار اجبارى معاف باشند وجود دارد يا نه « 4 » . البته ، فكر اخير الذكر را ممكن است نستوريان از بودائيان به وام
هامش
( 1 ) - چان - چون ، ترجمهء كافاروف ، 406 ، حاشيه . - شاوان و پليو اين نظر را كه دائوسيان مفروض در واقع مانوى بودهاند محتمل و ممكن مىدانند .
( 279 .II , P، .otg . ott) 317 .JA , I , P، « ؟Chavannes - Pelliot , « Un traite.
( 2 ) - بارتولد ، « دربارهء مسيحيت در تركستان » ، ص 18 ؛ به ويژه متن ياقوت ( « معجم » ،I، 840 ) . دربارهء بودائيان به بيرونى نيز رجوع شود ( « آثار الباقيه » ترجمهء زاخائو ، 189 ) .
( 3 ) - به ويژه در سياحت وانيان - ده ( « كوتان گوبيليك » ، چاپ رادلوف ، بخشI، صLXIX؛ رادلوف . « در موضوع اويغوران » ، ص 100 . و . و . رادلوف اشتباها اين اخبار را مربوط به مسيحيان دانسته است ) . همان متن را بنگريد در ؛
. ( 270 .otg . ott . II , P) 308 .JA , I , P، « ؟Chavannes - Pelliot , « Un traite.
( 4 ) - روبروك ، چاپ ميشل - رايت ، 358 - 356 ؛ ( ترجمهء مالئين ، 153 ) .