بود وى را معزول و به جايش ابراهيم بن سيمجور را كه از دارودستهء تركان بوده و « هيبت الملك و سياسة الدين » در وجود او گرد آمده بوده منصوب سازد « 1 » . ابو على چغانى به هيچگونه حاضر نبود كه آن مقام را داوطلبانه به جانشين خويش دهد . دولت قادر نبود عليه وى اعمال زور نمايد زيرا كه لشكريان بموقع مواجب نگرفته و آشكارا عليه امير و وزير زبان به شكايت گشوده بودند . دشواريهاى مالى باعث افزايش خراج و مالياتها شد . مقدسى « 2 » مىگويد كه در دوران پادشاهى نوح خراج يك سال را پيشكى برسم وام مأخوذ داشتند و دولت اين وام را هيچگاه ادا نكرد . شاعران آن زمان « 3 » از « مأموران ديوان خراج » شكايت كرده مىگويند ايشان خراج پسافتاده را در زمانى مأخوذ مىداشتند كه پرداخت مالياتهاى عادى هم براى مردم بار سنگينى بوده .
نوح در پائيز سال 335 هجرى / 946 ميلادى پيشواى دارودستهء لشكرى يعنى احمد بن حمويه « 4 » ( محتملا پسر حمويّه بن على مشهور ) را فداى وزير كرد . ولى دو ماه بعد ناگزير به ريختن خون وزير بدست سپاهيان رضا داد .
وى مسئول پرداخت مواجب لشكر و همدستى با ابو على چغانى شناخته شده
هامش
( 1 ) - « متون » ، ص 60 ( سمعانى ؛ چاپ مارگوليوس ، ذيل كلمهء « السميجورى » :
« يجمع الى هيبة الملك سياسة الدين » ) .
( 2 ) - مقدسى ، 340 .
( 3 ) - ثعالبى ، « يتيمه » ، مستخرجات به ترجمهء باربيه دمينار ،I، 176 .
ترجمهء باربيه دمينار ( «dant؟l ' exce» و «de droit ordinaire» ) گمان نميرود چندان موفقيتآميز باشد . دربارهء معنى كلمهء « بقايا » به « مفاتيح خوارزمى » ، 60 نيز رجوع شود . ظاهرا اين همان « الباقى » نمىباشد ( همانجا )
( 4 ) - « متون » ، ص 8 ( گرديزى )