سجستان حكومت داشت ناگزير جا خالى كرده آن ناحيه را به ايشان گذارد .
پس از آن درهم صاحب و فرمانرواى واقعى سجستان شد . و يعقوب را به رياست بست منصوب كرد . چيزى نگذشت كه يعقوب براثر دليريهاى خويش پيشواى خود را در نظر لشكريان تحت الشعاع خويشتن قرار داد . درهم به نداى عامه سر فرود آورد و رئيسى كل را به يعقوب واگذار كرد و در رديف تابعان وى درآمد . در يكى از منابع مورد استفادهء ابن خلكان تاريخ درست اين واقعه - شنبه 6 محرم 247 هجرى . ( 22 مارس 861 ميلادى . ) ذكر شده است . بهرغم گواهى يعقوبى « 1 » ترقى و عروج يعقوب حتى در عهد سلطنت طاهر بن عبد اللّه آغاز گرديده بوده .
يعقوب پيش از هر كارى به استقرار قدرت و حكومت خويش در سجستان انديشيد و شاه بومى را كه رتبيل « 2 » لقب داشت كشت و خوارج را مطيع خويش ساخت « 3 » . و پس از آن حيطهء حكومت خويش را به درهء كابل و سند و مكران
هامش
( 1 ) - « تاريخ » ،I I، 605 .
( 2 ) - يا « زنبيل » ، ماركوارت قرائت اخير را تأييد مىكند ( 248 .ahr , S؟ns؟Era) و آن را « محتملترين » مىداند ولى ظاهرا دلايل كافى براى نظر خويش ندارد . رجوع شود به : 432 .ldke , ZDMG , Bd LVI , S؟No( 3 ) - ظاهرا يعقوب اين بد دينان را بيشتر به سوى خود جلب كرد و كمتر به امحاى ايشان پرداخت . به هر تقدير در تأليف نظام الملك ( چاپ شفر ، متن ، 194 ، ترجمه 283 . كلمات اصل در ترجمه چندان درست ادا نشده ) در مورد عاصئى مىگويد كه « نديم يعقوب ليث او بود و در مذهب خوارج دعوت بنيابت او مىكنند » ، حمد اللّه مستوفى قزوينى ( « تاريخ گزيده » ، مستخرجات به ترجمهء دفرمرى ، 420 - 419 ، چاپ براون متن ، 375 ) صفاريان را هم مانند آل بويه متهم به شيعهگرى مىكند . نظام الملك نيز