به جاى حكام زودگذر ، اميران موروثيى از ميان اشراف بومى كه با اوضاع محل نيك آشنا و از اعتماد مردم برخوردار بودهاند در رأس امور آن خطه منصوب و مستقر شدند . بديهى است كه اين فرمانفرمايان بيشتر به نفع خويش و كمتر به سود خلفا عمل مىكردند و چيزى نگذشت كه تابعيت ايشان در برابر خلفا به اسمى بىمسمى مبدل شد .
ولات عباسيان كه قبل از آغاز دودمان طاهريان در خراسان حكومت مىكردند ناگزير قيامهاى بسيارى را كه از طرف اعراب و يا ايرانيان برپا مى - شده ، فرونشاندند . پس از سركوبى عصيان شريك چندين بار اعراب شيعهء بخارا دست به شورش زدند . حتى جانشين دوم ابو مسلم يعنى عبد الجبار بن عبد الرحمن در سال 140 هجرى / 58 - 757 ميلادى . فرمود تا مجشع بن حريث الانصارى حاكم عرب بخارا را بخاطر تمايلى كه به علويان داشته اعدام كنند « 1 » . در زمان خليفه مهدى ( 169 - 159 هجرى / 785 - 775 ميلادى . ) در حدود سال 160 هجرى / 777 ميلادى يوسف البرم خارجى مولاى قبيلهء ثقيف در بخارا قيام كرد « 2 » . بنا به گفتهء گرديزى « 3 » عمليات جنگى بيشتر در بخش شمال غربى افغانستان وقوع يافته بوده زيرا يوسف مروالرود و طالقان و گوزگان را به تصرف درآورد . بعدها در زمان خليفه مامون مجبور شدند قيام نوادهء يوسف را كه منصور بن عبد اللّه نام داشت خاموش كنند « 4 » . يك سلسله نهضتهاى خوارج در سجستان و بادغيس نيز وقوع يافت . حتى در زمان طاهريان و
هامش
( 1 ) - طبرى ،I I l، 128 .
( 2 ) - يعقوبى ، « تاريخ »I I، 479 - 478 ، يعقوبى ، « كتاب البلدان » ، 304 - 303
( 3 ) - نسخهء خطى اكسفورد ، ورق 94 : نسخهء كمبريج ، ورقb75 .
( 4 ) - يعقوبى ، تاريخ ،I I، 546 .