سوناق - كورگان يا سوناق - آتا ، در 10 - 8 ورستى شمال ايستگاه پستى « تيومن - اريق » مىباشد « 1 » . بين سغناق و جند ، در روايت مربوط به لشكركشى جوچى ، از قلاع اوزگند و بارچين ليغكنت « 2 » و اشناس « 3 » ياد شده است . اوزگند به موجب گواهى يكى از مؤلفان قرن شانزدهم ميلادى ( دهم هجرى ) كه لرخ نقل كرده ، در كوههاى قرهتائو قرار داشته ، ولى اين تعبير كه لرخ آورده ،
هامش
( 1 ) - لرخ ، « سفر باستانشناسى » ، ص 12 - 11 ؛ اسميرنوف ، « آثار باستانى در مسير وسطى و سفلاى رود سيردريا » ، ص 8 - 7 .
( 2 ) - در تأليف پلانوكارپينى ( چاپ بيزلى ، 76 ، 110 ، 152 ؛ ( ترجمهء مالئين ، 24 ، 51 ) )Barchinنوشته شده و كيراكوس « پارچين » آورده و بر سكههاى جوچى « بارجين » منقور است ( لرخ ، « سفر باستانشناسى » ص 11 - 10 ) . توجه شود به املاى چينى كلمه : با - ئر - چى - لى - خان ، با - ئر - چژنChrestomatie» ،Shefer) ( 167 .Persane » t . Il , p؛ در تأليف برتشنيدر «Researches» ،Bretschneider) ( 95 .- Vol . II , pبه انضمام نقشه -Ba - rh - chi - li - hanنقل شده . در منابع اسلامى به صورت مختصر « بارجكند » نيز ديده شده ( « متون » ، ص 135 ، 151 ، جمال قرشى ) ، محتملا نام بارچين تاكنون نيز در اسم « بارشيندريا » كه يكى از شاخههاى سيردريا مىباشد ، محفوظ مانده است ، ( در لهجهء قرقزان « ش » - مانند هميشه - به جاى « چ » استعمال شده ) .
كالائور از اين نام ياد كرده . ( « دربارهء آثار شهر باستانى جند » ، ص 83 ؛ « شهرها و قلاع و گور - تپههاى باستانى » ، ص 77 و بعد ) ؛ متأسفانه خبر او دربارهء اين شاخه ، كه خود نديده بوده ، دقيق نيست .
( 3 ) - اينكه اين اوزگند و اوزگند فرغانه و نيز اشناس و شاش ( الشاش ) را بهخطا متشابه دانسته بودند حتى مورخ جديد اسلام يعنى آ - موللر را هم گمراه ساخته است ( 209BDII , S، «der l Slam» ،ller؟Mu) اشناس را بايد همان خرابههاى اسناس دانست كه در كرانهء چپ سيردريا به فاصلهء 25 ورست از رود و سى ورست از ايستگاه پستى « بر - قازان » برپاست ( كالائور ، « شهرهاى باستانى سغناق و اشناس و غيره » ، ص 14 و بعد ) .