هامش
[ 1 ] - انس نقل كرده است : « در روز احد ، هنگامىكه دندان رباعيه حضرت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله شكست و پيشانى حضرت زخمى شد ، خون بر صورت ايشان جارى گرديد ؛ با دست خود ، خون را از صورتشان پاك كردم كه درآنحال مىفرمودند :
« قومى كه صورت پيامبرشان را ، كه آنها را به سوى خدا دعوت مىكند ، با خون رنگين كردند ، چگونه به موفقيت نايل خواهند شد ؟ » خداوند آيه 128 اين سوره را نازل كرد .
از حسن [ بصرى ] روايت شده است : « در روز احد ، صورت پيامبر را خون گرفت و از صورت خود ، خون را پاك مىكردند و در آن حال مىفرمودند : « قومى كه صورت پيامبرشان را كه آنها را به سوى پروردگارشان مىخواند ، از خون پر كردند ، چگونه رستگار خواهند شد ؟ » پس خداوند آيه 128 را نازل نمود .
[ 2 ] - زيرا ماجراى بدر كه در آيات قبل شروع شده بود ، در اين آيه به اتمام مىرسد و آيه بعد در مورد جنگ احد نازل شده است .
[ 3 ] - چنانچه« أَوْ يَتُوبَ »در آيه بعد ، عطف بر« لِيَقْطَعَ »در اين آيه باشد . مؤلف گويد :« أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ »؛ بنابراين توضيح ، به يكى از دو تقدير ذيل ، منصوب مىشود :
الف ) ليس لك من الامر شئ او من ان يتوب عليهم ؛
ب ) حتى يتوب عليهم ، چنانكه در شعر آمده است : « فقلت له لابتك عينك انما نحاول ملكا او نموت فنعذر » كه تقدير « حتى نموت » مىباشد .