فهرست اشعار
از حق چو رسد به « عقل كلّ » ، راز * از « عقل » به « نفسِ كلّ » رسد باز
از نفس رود به خانهء « نور » * بر لوح خيال جمله مسطور
« فكرت » ز « خيال » يابد إلهام * در حال كند به حفظ پيغام
حفظش چه به نطق كرد أشارت * آورد كتاب در عبارت
52
پدرم روضهء رضوان به دو گندم بفروخت * ناخلف باشم اگر من به جوى نفروشم
70
دواؤك فيك وما تشعر * وداؤك منك وما تبصر
أتزعم أنّك جرم صغير * وفيك انطوى العالم الأكبر
وأنت الكتاب المبين الذي * بأحرفه يظهر المضمر
فلا حاجة لك في خارج * يخبّر عنك بما سطّر
51
دواؤك فيك ولا تشعر * وداؤك منك ولا تبصر
وأنت الكتاب المبين الذي * بآياته يظهر المضمر
وتزعم أنّك جرم صغير * وفيك انطوى العالم الأكبر
51
غيرتش غير در جهان نگذاشت * زين سبب عين جمله اشيا شد
32
گداى ميكدهام ليك وقت مستى بين * كه ناز بر فلك وحكم بر ستاره كنم
76
گر مخيّر بكنندم به قيامت كه چه خواهى * دوست ما را وهمه نعمت فردوس شما را
70
ليس من اللّه بمستنكر * أن يجمع العالم في واحد
72
ما ز دوست غير از دوست مطلبي نمىخواهيم * حور وجنّت اى زاهد بر تو باد ارزانى
70