اين رابطهء حقيقى كه بين شخص و جامعه برقرار است ، لزوماً منجر به موجوديت ديگرى در جامعه خواهد شد كه به مقياس امتداد وجود و قوا و خواص و آثار اشخاص ، موجوديت دارد و همان وجود و خواص وجود افراد را داراست . اين مسئله روشن و مشهود است .
از اين رو ملاحظه مىكنيد كه قرآن براى « امت » وجود ، اجل ، كتاب ، شعور ، فهم ، عمل ، طاعت و معصيت قائل است :
هر امتى اجلى دارد وقتى اجلشان برسد ، لحظهاى پيش و پس نمىشود ؛ « 1 »
هر امتى را به سوى كتابى كه دارند فرا مىخوانند ؛ « 2 »
عمل هر امتى را در نظرشان زينت داديم ؛ « 3 »
از ميان اهل كتاب امتى ميانه وجود دارد ؛ « 4 »
. . . امتى كه در حال قيام اند و آيات خدا را تلاوت مىكنند ؛ « 5 »
هر امتى سعى كردند كه پيغمبرشان را دستگير سازند و به كمك باطل به مجادلهء حق پرداختند تا حق را بكوبند ، پس من ، آنها را برگرفتم و چه سان به كيفر رسانيدم ؛ « 6 »
هر امتى پيامبرى داشت ؛ وقتى پيغمبرشان مىآمد بين ايشان به عدالت حكم مىشد . « 7 »
از اينروست كه مىبينيم قرآن همان اندازه - و بلكه بيشتر از آن كه - به داستانهاى افراد و اشخاص توجه دارد ، به سرگذشت ملت عنايت مىكند .
هامش
( 1 ) .« وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ »اعراف ، آيه 34
( 2 ) .« كُلُّ أُمَّةٍ تُدْعى إِلى كِتابِهَا »جاثيه ، آيه 28
( 3 ) .« زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ »انعام ، آيه 108
( 4 ) .« مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ »مائده ، آيه 66
( 5 ) .« أُمَّةٌ قائِمَةٌ يَتْلُونَ آياتِ اللَّهِ »آلعمران ، 113
( 6 ) .( وَ هَمَّتْ كُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِيَأْخُذُوهُ وَ جادَلُوا بِالْباطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ فَأَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كانَ عِقابِ »غافر ، آيه 5
( 7 ) .« وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ رَسُولٌ فَإِذا جاءَ رَسُولُهُمْ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ »يونس ، آيه 47