خدا از آب بشرى آفريد و بشر را داراى خويشاوندى نسبى و سببى قرار داد . « 1 » و « 2 »
هامش
( 1 ) .« وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً »فرقان ، آيه 54
( 2 ) . همان گونه كه ملاحظه مىشود هركدام از آيات فوق به نحو خاصى مسئلهء اجتماعى بودن انسان را مورد بحث قرار داده است . آيهء اول به ما مىگويد كه اصولًا پيدايش انسان ، به خاطر تأسيس خانواده و علقهء زوجيت بين زن و مرد است . آيهء دوم در مورد معاش انسان سخن مىگويد كه با عنصر « تسخير » و همكارى انسانها با يكديگر چرخ زندگى مىگردد . در آيهء سوم اشاره به وحدت خانواده بشرى دارد كه همه انسانها از آنِ يكديگرند و آيهء چهارم هم مربوط به علائق خويشاوندى است ، كه در حقيقت واحدهاى پديدآورنده جامعه انسانى هستند