ماوراى جوّ و كرات آسمانى مىكشاند . . . و اين نيز ، ناموس لايتغير و ثابت و دائمى است : تحول و تكامل خودش قانونى لايتغير و ثابت دارد ! كه عبارت است از تفكر ، تأمل ، به كار بستن نيروى خلاق و تخيل در قوانين و نواميس مادّى و سرانجام ، اكتشاف و ابتكار و دگرگونسازى و اختراع . . . .
8 . اسلام نطفهء تكامل را در بطن جامعه منعقد مىكند
پرسش : آيا محيطى كه اسلام پديد مىآورد ، مىتواند به اين پيشرفتها نايل گردد ؟
پاسخ : در اين باره از دو جهت سخن مىگوييم :
- از نظر تئورى جامعهسازى اسلامى ؛
- از نظر تاريخ گذشتهء اسلام .
از نظر اول : با توجه به اجمال آنچه گذشت ، مىتوانيم بفهميم كه اسلام محيطى به وجود مىآورد كه براى پيشرفت علمى و صنعتى كاملًا آماده و مهياست و مسلماً محيطى مىتواند به كمال علمى دست يابد كه مبانى ثابت و پايدار زندگانى فردى و اجتماعى آدمى در آن متزلزل نباشد . يك محيط پرغوغا و آشوب و استعمارزده و پر از ستم و قانونشكنى و تجاوز ، نمىتواند به تأمل و تفكر بپردازد و به سراغ پيشرفت و اكتشاف و اختراع برود . افراد چنين محيطى بر اثر نابسامانى زندگى و جور و جفاى فراوان ، دچار انحطاط اخلاقى و اجتماعى مىشوند و به جاى تلاش براى دانش و پيشرفت ، دائماً يا بايد با عوامل تباهى و عقبافتادگى و فساد بجنگند و يا زير چكمهء ستمكاران دم نزنند و عقبمانده بمانند و كمكم به ستمكِشى و عقبماندگى عادت كنند و فكرشان دچار ركود و خمود شود . جامعهء جاهل ، هوسران ، دروغگو ، متقلب و . . .
محال است روى ترقى را ببيند . بنابراين ، بايد در درجهء اول و قبل از همه چيز ، محيط جامعه را از عوامل فساد و تباهى و شهوت و دروغ پاك كرد . . . و در اين خصوص ، هر كس به منطق جهانى اسلام آشنا باشد ، نمىتواند ترديد كند كه نظر اسلام در