سپيدان شيراز عبادتگاهى ساخته بود وتنها جمعهها براي اقامهء نماز از آن خارج مىشد .
خود أو گفته است : « چهل سال از اين زاويه بيرون نيامدم مگر بمسجد » . بنا بر اين اگر خلوت أو از سألها 665 ه . ق تا 705 ه . ق بدرازا انجاميده باشد بايد سپيدان را از مناطقى دانست كه كاشاني به آن آمد وشد داشته است « 1 » .
7 - شيخ نور الدّين عبد الرّحمن اسفراينى
اسفراينى - به روايت خود كاشاني - يگانه شيخ اوست كه به دقائق وحدت وجود راه نبرده است « ومىفرمود كه : مرا حق تعالى علم تعبير وقايع وتأويل منامات بخشيده است بمقامى برتر از اين نرسيدهام » . وعجب از سمنانى كه باز در مقام نقض كاشاني به سيرهء اسفراينى در دريدن كتاب فصوص ومنع اساتيد از تعليم آن استناد مىكند « 2 » ؟ ! .
* * * جز اين هفت نفر ، كاشاني از دو أستاذ ديگرش هم نام مىبرد كه شناسائى آنها براي اين بنده ممكن نشد ، اوّلى مولانا نور الدّين ابرقوهى ودوّمى شيخ قطب الدّين ابن ضياء الدّين أبى الحسن كه ابن جنيد - آن گونه كه بيش از اين ديديم - در وصف پدرش نوشت :
« وفرزندان عزيز أو را روزى شد كه مرتبهء بزرگان يافتند » .
* * * آن گونه كه ديديم همهء اين مشايخ شناخته شده ، ساكن شيراز بودهاند ودر همين شهر به تربيت رهروان مىپرداختهاند . بنا بر اين شكّى نيست كه دوران سلوك وتربيت كاشاني - ويا حدّ أقل بهرهء عمدهء آن - در همين شهر سپرى شده است . وباز مىتوان يقين نمود كه جامع عتيق ومنطقهء سپيدان آن شهر بارها پذيراى أو بوده است .
امّا بجز اينان ، عبد الرزّاق صحبت مشايخ ديگرى را نيز درك كرده است ، چه خود مىنويسد : « وهمچنين بصحبت . . . جمعى بزرگان ديگر رسيدم » . امّا ، خبري روشنگر از كيستى آن اساتيد نداريم . همين مقدار مىدانيم كه در آن دوران ، مشايخ شيراز حلقههاى
هامش
( 1 ) . بنگريد : تذكرهء هزار مزار ص 109 تا 112 .
( 2 ) . بنگريد : نفحات الانس ص 488 .