تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى — صفحة 766

مساهمون:

ص٧٦٦

ب : مصرعها

كافرى جز در شكنج زلف آن دلدار نيست 375 بىاو همه هيچ بين وبا أو همه هيچ 343 مشتاق لقاى تو در خلد نيارامد 382 هر كه را اين بشكند آن موميائى مىدهد 352 درهاى فرج بروى أو بگشايد 335 اى ترا با هر كسى كارى دگر 337 بدين قدر طيبت مشو خرده‌گير 379 روى أو هم بدو توان ديدن 344 هم از گبران يكى باشى چو خود را در ميان بيني 383