قيصرى رومى - كه تربيت از دست كاشاني گرفت ومدّتى با أو همنشينى داشته وباز در زمان زندگيش نام ونسب أو را بر پيشانى شرحي كه بر « فصوص » پرداخته بود آورده - اهميّتى بسزا دارد « 1 » . همهء تراجمنگاران متأخّر همچون علّامه امين عاملي « 2 » ومحدّث قمى « 3 » وفقيه أصفهاني چهارسوقى « 4 » نيز بر صحّت اين نام صحّه گذاردهاند . به نوشته ابن الفوطي كنيهء أو أبو الفضل ولقبش كمال الدّين - كه قيصرى براي تكريم وبزرگداشت أستاذ آن را بصورت كمال الملّة والحقّ والدّين ضبط كرده « 5 » - بوده است « 6 » . ابن الفوطي وقيصرى - در دو مأخذ پيشين - هر دو بتصريح « أبو الغنائم » را كنيهء پدر كاشاني دانستهاند « 7 » وقيصرى پيش از كنيهء پدر لقب « جمال الدّين » را نيز افزوده است .
اكنون با توجّه به تكيهاى كه بر نقل اين دو سند استوار داريم ، به ناگزير بايد در صحّت سخن بعضي از متأخران - واز آن جمله پيشواى كتابشناسان شيعه وتراجمنگار بزرگ مرحوم آقا بزرگ طهراني « 8 » ومرحوم علّامه امين عاملي « 9 » وحاج خليفه « 10 » وعلّامه مدرس تبريزى « 11 » - كه « أبو الغنائم » را كنيهء خود كاشاني ونه پدرش دانستهاند به ديدهء ترديد بنگريم . نيز علامهء طهراني بصورت ترديد وبا تقديم جلال الدّين دو لقب جلال الدّين يا جمال الدّين را براي پدر أو ذكر كرده است . همين ترديد ولى با تقديم جمال الدّين در ريحانة الأدب نيز ديده مىشود « 12 » . سخن قيصرى - كه پيش از اين آمد - ما را از ورطهء اين ترديد مىرهاند « 13 » . تراجمنگاران در نام اين پدر نيز اختلاف كردهاند ، امّا چون در مصادر
هامش
( 1 ) . بنگريد : شرح قيصرى بر فصوص الحكم ص 4 .
( 2 ) . بنگريد : أعيان الشيعة ج 7 ص 47 .
( 3 ) . بنگريد : الكنى والألقاب ج 3 ص 37 .
( 4 ) . بنگريد : روضات الجنات ج 4 ص 197 .
( 5 ) . بنگريد : شرح قيصرى بر فصوص الحكم ص 4 .
( 6 ) . بنگريد : تلخيص مجمع الآداب ج 4 ص 180 شمارهء 3620 . نيز بنگريد : روضات الجنات ج 4 ص 197 .
( 7 ) . در مقدّمه دكتر محمد كمال إبراهيم جعفر بر تصحيح پيشين « اصطلاحات الصّوفية » أبو الغنائم كنيهء محمّد نامى دانسته شده است كه بنظر ايشان نياى كاشاني است . بنگريد : همان ص 3 .
( 8 ) . الحقائق الرّاهنة في المائة الثامنة ص 112 .
( 9 ) . بنگريد : أعيان الشيعة ج 7 ص 470 ستون 2 .
( 10 ) . بنگريد : كشف الظنون ج 1 ستون 336 .
( 11 ) . بنگريد : ريحانة الأدب ج 5 ص 34 .
( 12 ) . ريحانة الأدب ج 5 ص 34 .
( 13 ) . سخن حاج خليفه نيز مؤيّد همين مطلب است . بنگريد : كشف الظنون ج 1 ستون 336 . بيفزايم كه دكتر محمد