اصطلاحات قوم را در خود جاى داده است . بگذريم از تفاوت حجمى كه توضيح معاني اصطلاحات در اين كتاب ، با توضيح آنها در ديگر كتب دارد . « 1 »
اسناد كتاب به كاشاني
تا آنجا كه اين بنده آگاه است ، اين كتاب را به دو تن از ديدهوران عالم عرفان ، منسوب كردهاند :
الف : شيخ كبير صدر الدّين قونوى .
ظاهرا تنها كسى كه « لطائف » را پرداختهء قونوى دانسته ، مستشرق آلمانى بروكلمان است . « 2 » امّا به دو دليل اين اثر را نمىتوان در شمار آثار قونوى دانست :
1 - در چند موضع از اين كتاب ، نام قونوى به عنوان يكى از مشايخ درگذشتهء پيشين بميان آمده ، بنا بر اين پر واضح است كه اين اثر ، بعد از درگذشت قونوى ( م 672 ه . ق ) پديد آمده است .
2 - در يك موضع از همين كتاب ، مؤلف از ملاقاة خود با علاء الدّولهء سمنانى وگذراندن حدّ أقل يك شب با أو خبر مىدهد . حال با توجه به اينكه سمنانى حوالي سال 657 ه . ق بزاد وتا شانزدهم شعبان 685 ه . ق در دستگاه أمير مغول ارغون بسر مىبرد ، نمىتوان پذيرفت كه قونوى چنان كرامتي را از نوجوانى كه در آخرين سال زندگى أو تنها هفده سال داشته وبگفته خودش « چون به پانزده سالگى رسيدم به خدمت أو ( : ارغون ) شتافتم وده سال بىطمع خلعتى ومالي بهمگى همّت به عمل پيشگى أو پرداختم » « 3 » ديده ونقل كرده باشد . تأييد اين سخن را بيفزايم كه نحوهء يا كرد از شيخ أكبر در اين كتاب ، با ياد كرد أو در آثار قونوى هيچ مانندگى ندارد .
ب : عبد الرزّاق كاشاني اين بنده به سه دليل لطائف را پرداختهء كاشاني مىداند ؛
هامش
( 1 ) . نمونه را بنگريد : « صاحب الزمان » شمارهء 877 و « العار العظيم » شماره 902 در همين اثر .
( 2 ) . بنگريد : 12 / 586P . IIو .gal( 3 ) . بنگريد : مصنفات فارسي سمنانى ، مقدّمه ص 9 .