گونه است :
A
: آثاري كه به تفسير تأويلى بخشي از قرآن كريم پرداخته است : شمارههاى 11 ، 13 ، 17 .
B
: آثاري كه به تفسير تأويلى تمامى قرآن كريم پرداخته است : اين گروه از نوشتهها نيز بر دو قسم است :
I
: تأويل نامههاى گستردهاى كه بعللى - از آن جمله بزرگى نوشتار - نه در دسترس بودهاند ونه در فرهنگ صوفيانه تأثير چندانى نهادهاند : شمارهء 16 .
II
: تأويل نامههاى ميانه حجمى كه بعللى - از آن جمله نحوهء پرداخت وعمق معنى - همواره دستگرد معارفطلبان بوده ودر فرهنگ خانقاهى بس مؤثّر افتادهاند : شمارهء 14 .
همين جا بيفزايم كه خردى دانستههاى اين بنده از شمارههاى 15 و 18 باعث شد تا اين دو تفسير در تقسيم بندى فوق قرار نگيرد . نيز تفسير شمارهء 20 هر چند در دامن مكتب تأويل پديد آمد امّا گرايشهاى غير تأويلى آن - كه بر گرايشهاى تأويليش سخت غلبه دارد - سبب گرديد تا از ذكر آن در اين تقسيم احتراز شود ، گر چه مىتوان آن را در ميان آثار جاى گرفته در قسمت 2 - الف قرار داد .
بر أساس آنچه گذشت بروشنى در مىيابيم كه « تأويلات القرآن الكريم » كاشاني ، تنها پرداختهء پديد آمده در بستر اين مكتب است كه هم سراسر قرآن كريم را به گزارش گرفته است ، هم مبيّن انديشهها وآراء دوران كمال وأوج انديشهء صوفي است وهم با پرداختى مناسب ، هميشه براي قرآنپژوهان دستياب بوده است ودستگرد در ميان ايشان ، وهم از اين رو بر فرهنگ سيّال اينان سخت مؤثّر افتاده است .
گزارش كامل قرآن كريم
در سطور پيشين اشاره كرديم كه كاشاني در اين اثر سترگ ، تمامى قرآن كريم را به گزارش گرفته است . بيفزايم كه در اين رابطه سخنان پيشواى كتابشناسان اماميه مرحوم