داشتهاند ، سابقهاى طولانى دارد . گزارش سترگ وممتاز فرغانى بر تائيّهء ابن فارض كه نخست به زبان فارسي پديد آمد وآنگاه در قالب زبان عربى ريخته شد از همين نمونه است . كاشاني نيز با توجه به همين مطلب وبا عنايت به اينكه در مناطق داخلي إيران ، خانقاهيان آگاه بزبان عربى چندان نبودهاند ، از اين كتاب تحريرى فارسي پرداخت تا معارفپژوهان بيشترى از آن فيضياب شوند . امّا عبد الرزّاق در اين گردانيده نه آن چنان مقيّد به متن پيش پرداختهء خود است كه بتوان اين اثر را ترجمهاى محض ناميد ونه آن چنان - مانند ساختهء عز الدّين محمود كاشاني بر پايهء عوارف المعارف - بدون توجّه به أساليب متن اصلى به ترجمه پرداخته كه بتوان آن را تحريرى جديد از تحفة الاخوان نخستين دانست . بنظر من بنده شيوهء ترجمه اين رساله ، نه آن چنان است ونه اين چنين ، بلكه بگونهاى است كه مىتوان آن را گردانيدهء پرداخته شده بقلم مؤلّف متن اصلى ناميد .
چه در اين گونه از ترجمهها ، مترجم نه به آنچه پيش از اين خود نوشته است تقيّد كامل دارد ونه به افزودن مطالبى بيش از آنچه در أصل رساله آورده است مىپردازد ؛ بلكه همان چه پيش أزين آورده را با رعايت همان قالب بزبانى ديگر پديد مىآورد . ترجمهء فارسي تحفة الاخوان عربى نيز اين گونه است .
نسخ
1 - نسخهء كتابخانهء حميديّه تركيه .
از اين نسخه - كه مجموعهاى است بزرگ ويكصد وشصت وهفت رساله را در خود جاى داده - فيلمى بشمارهء 167 در كتابخانهء مركزى دانشگاه تهران موجود است .
ارائه
اين متن ، پيش از اين يك مرتبه به همراه صورت عربى آن به اهتمام آقاى دكتر سيّد محمّد دامادى بچاپ رسيده است .