گرديد كه در زمان حياتش از أو با عناوينى همچون « مولانا الامام العلّامة الكامل المكمّل ، وحيد دهره وفريد عصره فخر العارفين قرّة عين ذات الموحّدين ونور بصر المحققين » « 1 » ، « قطب العارفين ، سلطان الموحّدين وبرهان المحققين » « 2 » ياد كنند وأو را « من المشايخ العارفين والصّوفية المجتهدين والعالمين العاملين » « 3 » بخوانند . از اين عناوين وقرائنى چند مىتوان به جايگاهى كه أو در همان روزگار در ميان خانقاهيان داشته است پى برد .
در اينجا به شمارى از اين قرائن اشاره مىكنيم :
1 - بگواهى تلميذ نامدار أو قيصرى ، در آن روزگار جمعى از طالبان كمال ، اين راه را در محضر عبد الرزّاق مىپيمودهاند وگروهى از ايشان ، رمزناكترين ودهشتانگيزترين متن صوفيانه را از مجلس درس أو مىآموختهاند « 4 » . اين گواهى ، نشان از پذيرش عمومى أو در ميان صوفيان آن روزگار ورتبهء بلند أو در آن دوران دارد .
2 - به نوشتهء خود أو ، طالبان قواعد سلوك عملي وجويندگان معارف علمي وذوقي خانقاهى أو را در رتبهء وقوف وآگاهى كامل نسبت به اين دو جلوهء تصوّف مىدانستهاند ؛ چه گروهى از أو در خواست تدوين گزارشى بر فصوص را داشتهاند « 5 » وگروهى ديگر از أو مىخواستهاند تا منازل السّائرين را به شرح در گيرد . هم صدائى وزير « صوفي نهاد » « 6 » آن روزگار خواجة غياث الدّين محمّد با اين گروه دوّم نيز نشان از شهرت أو در ميان وابستگان به سلطانيه دارد « 7 » .
3 - از نوشتهء جامى چنين بر مىآيد كه حتّى آنان كه نظري به مرتبت رفيع شيخ أكبر نداشتهاند ونازكيهاى خيال أو را برنمىتافتهاند نيز أو را در اين وادى از معرفت پخته
هامش
( 1 ) . بنگريد : مقدمه قيصرى بر شرح فصوص الحكم ص 4 .
( 2 ) . عناوينى است كه قيصرى در رسالهاى كه در دفاع از شيخ خود پرداخت آورده است . نسخهاى از اين رساله بشمارهء 1405 در كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى موجود است .
( 3 ) . بنگريد : مجمع الآداب في معجم الألقاب ج 4 ص 181 .
( 4 ) . بنگريد : مقدمه قيصرى بر شرح فصوص الحكم ص 4 .
( 5 ) . بنگريد : شرح أو بر فصوص الحكم ص 3 .
( 6 ) . بنگريد : تاريخ گزيده ص 610 .
( 7 ) . بنگريد : شرح أو بر منازل السّائرين ص 2 .