10 - تب نوبه
ابراهيم جعفى بحضور امام شرفياب شد ولى رنگش سخت پريده و عليل به نظر مىرسد - حضرت فرمود : چه دردى دارى كه بچنين روز افتادهاى ؟ عرض كرد : تب نوبه دارم - يك روز تب مىكنم - دو روز تب ندارم اما روز سوم باز تب شروع مىشود . اين تب هر دو روز يك مرتبه سراغم مىآيد .
حضرت فرمود : چرا از اين دواى معطر استفاده نمىكنى - شكر سرخ را بكوب و در آب بريز صبح ناشتا بجاى آب از اين شربت بنوش - ابراهيم مىگويد من اين دستور را عمل كردم نوبهام بازنگشت .
11 - اسهال توأم با درد :
خالد بن بخيج مىگويد : من در حضور ابو عبد الله ( ع ) از درد شكم شكايت كردم او فرمود : برنج را بشوى و بعد آن را بكوب و از كوبيدهء آن هر روز صبح يك كف دست بخور .
و بعد هم فرمود : به بيماران اسهالى نان برنجى بدهيد ، نان برنجى براى اين معدههاى ضعيف از هر غذا سودمندتر است - برنج معده را پاك مىكند و درد را بر طرف مىنمايد .
12 - لكههاى بدن :
مردى از اين لكههاى سفيدى كه در تنش ظاهر شده بود به حضرت صادق ( ع ) شكايت كرد . امام دستور داد : بحمام برود - نوره و حنا به لكهها بمالد - آن شخص مىگويد من يك مرتبه اين دستور را اجرا كرد لكهها بر طرف شدند .