در شكمش بزرگ شده است . « 1 »
يكى ديگر از كارهاى عجيب حضرت على اينست كه يافعى آن را در كتاب ( روض الرياحين ص 42 ( نقل كرده و گفته است : حضرت على روزى در يكى از خيابانهاى بصره مىگذشت - ديد مردم در اطراف چيزى حلقه زده به آن نگاه مىكنند - و چشمانشان گرد شده - حضرت بسوى آن جمعيت رفت به داخل جمعيت نگاه كرد ، و ديد جوانى بسيار زيبا و خوش لباس - داراى پست و وقار - روى تختى نشسته - مردم ادرار خود را در شيشهاى مىآورند و او نگاه مىكند و علت بيمارى آنها را مىگويد : بعد هم دواهاى مناسب براى آنها مىگويد : حضرت جلو رفت و فرمود سلام بر تو اى طبيب رحمت و بركات خداوند بر تو باد آيا در نزد تو از دواهاى گناهان هم چيزى است ؟
چون مرض گناه مردم را بيشتر رنج مىدهد . طبيب سرش را پائين انداخت حرف نزد حضرت فرمود چرا سخن نمىگوئى - باز جواب نداد دفعه سوم كه حضرت سؤالش را تكرار نمود - طبيب سرش را بلند كرد پس از دادن جواب سلام گفت آيا تو دواى گناهان را مىدانى خداوند ترا مبارك كند حضرت فرمود بلى طبيب گفت برايم توضيح بده :
حضرت فرمود : مىروى به باغ ايمان - در آن باغ شاخههاى نيت را مىكنى همچنين حب ندامت و برگ تدبير و انديشه و تخم پرهيزكارى را با ميوه - دانائى به احكام دينى است و شاخههاى يقين و عصاره اخلاص و پوست اجتهاد را با عرقهاى توكل و غنچههاى عسرت گرفتن و ترياق تواضع همهء اينها را با همت حاجز و تأمل و تصديق باهم مخلوط مىكنى و بعد آنها را در طبق تحقيق مىگذارى بعد هم با آب اشك چشم آنها را مىشوئى بعد آنها را در ظرف اميد مىگذارى
هامش
( 1 ) نقل از بحار الانوار علامه مجلسى جلد 14 ص 525