آن را با خط بسيار زيبا نوشته بود ، و مضمون نامه مامون بشرح زير بوده است .
اينك متن نامهء مامون
حمد براى خداوندى سزاست كه او شايسته و اهل حمد و ثنا مىباشد ، خداوند ولى حمد و سپاس است . حمدهاى اولين و آخرين فقط براى اوست كه صاحب نعمتها و فضيلتها ، و احسان و نيكيهاست و من ( مامون ) او را بخاطر نعمتهاى ظاهرش حمد مىكنم ، و به جهت فضيلتها و عياناتش كه بسيار و پشت سر هم هستند او را سپاس مىگويم .
و باز بخاطر مواهب وجودهايش شكر او را مىگويم شكرى كه موجب زيادتى آن نعمتها و مواهب باشد و مرا بوى نزديك كند . من شهادت مىدهم كه جز او خدائى نيست ، آن هم شهادت خالصانه و توام با ايمان درحالىكه من منكر وحدانيت و ربوبيت او نيستم ، چنان شهادتى كه خود خداوند آن را تصديق كرده است .
و در قرآن كريم فرموده ( يا محمد بگو آن خداوند يگانه است ، و بىنياز از همه كس مىباشد او فرزند ندارد و از كسى هم زائيده نشده است . در جهان هستى كسى نظير و مانند او نيست ) آرى خداوند ، داراى همه اين صفات است .
درود و رحمت خداوند به سيد اولين و آخرين محمد بن عبد إله ( ص ) خاتم پيامبران باد .
اما بعد : من بيانيه پسر عموى اديب و والامقام ( حضرت امام رضا ع ) و فاضل محبوبم را نگاه كردم آن را پزشكى منطقى در اصلاح تنها ( بدنها ) و تدبير حمام ، و تعديل طعام دريافتم ، ديدم به بهترين وجهى مطالب را ادا كرده و برايم اين نامه بهترين انعام بود درباره مفاد آن تدبر و تفكر نمودم ، چندين مرتبه آن را خواندم ، هر دفعه