تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كلمات مكنونة من علوم أهل الحكمة والمعرفة — صفحة مقدمة 10

مساهمون:

صمقدمة ١٠
اتهام اين است كه وى با أهل طريقت انس والفت داشت واز بزرگان مجتهدين اظهار تنفر ميكرد واز نظر آنان برائت ميجست ، واز مخالفت با اجماع مسلمين باك نداشت ، أو غير از اين ارتباط كه با أهل طريقت داشت ، مطلب ديگرى از وى بظهور نرسيده ، ونسبت بعقائد باطله ايشان شديدا مخالفت كرده ودر يكى از مقالات خود مراسم ناستوده اين قوم را مورد طعن قرار داده ، ومردم را از گرايش بآنان بر حذر داشته وبه عقائد آنها سخت ميتازد . فيض گويد : عدهء از مردم گمان ميكنند ، كه آنها در تصوف وخدا شناسى بمقامى رسيده‌اند ، كه با اندك توجهى هر كارى را كه بخواهند ميكنند ، يا دعاى آنها در ملكوت شنيده ميشود ، يا فريادهاى آنها بجبروت ميرسد ، اين عده كه به شيخ ودرويش ناميده ميشوند ، مردم دربارهء آنها غلو وافراط ميكنند ، در ميان آنها افرادى هستند كه خود را از مقام بشريت تجاوز ميدهند ، گاهى مطالبى ميگويند كه از آنها بوى غيب استشمام ميشود ، ميگويد : ديشب پادشاه روم را كشتم ، لشكريان عراق را يارى كردم ، وسلطان هند را فراراندم . از مردم جماعتى هستند كه به أهل « تصوف » معروف شده‌اند اين عده مدعى هستند كه از تكلفات زندگى بدورند ، لباسهاى كهنه ميپوشند دور يكديگر حلقه ميزنند ، اشعارى را بآواز خوش ميخوانند ، فرياد « لا إله إلا الله » ميكشند وحال اينكه راهى بعلم ومعرفت ندارند ، رقص وتصنيف را اختراع نموده ، وشهيق ونهيق را بدعت ساخته‌اند . علامه فيض در أواخر عمر خود رسالهء را تصنيف كرده ، وأو را
كلمات مكنونة من علوم أهل الحكمة والمعرفة — صفحة مقدمة 10 | الفيض الكاشاني