در اين هنگام امام على عليه السّلام برخاست و عرضه داشت : اى رسول خدا ! پدر و مادرم فداى تو باد .
انسان چگونه مىتواند با اخلاص شهادت بدهد و چيز ديگرى را با آن مخلوط ننمايد ؟ آن را توضيح بدهيد تا براى ما روشن شود .
فقال نعم حرصا على الدّنيا و جمعها من غير حلّها و رضى بها و أقوام يقولون أقاويل الأخيار و يعملون عمل الجبابرة و الفجّار فمن لقي اللّه و ليس فيه شيء من هذه الخصال و هو يقول لا إله إلّا اللّه فله الجنّة فإن أخذ الدّنيا و ترك الآخرة فله النّار - و من تولّى خصومة ظالم أو أعانه عليها نزل به ملك الموت بالبشرى بلعنة اللّه و نار جهنّم خالدا فيها و بئس المصير
فرمودند : منظور اين است كه بر دنيا حريص نباشد ، از راه حرام آن را جمع نكرده و به آن راضى نشود . عدّهاى سخن نيكوكاران مىگويند ، ولى عمل گردنكشان را انجام مىدهند .
بنابراين ، كسى كه خداوند را درحالى ملاقات كند كه هيچكدام از اين خصوصيات را نداشته باشد و « لا إله إلّا اللّه » بگويد ، بهشت از آن اوست . و كسى كه دنيا را بگيرد و آخرت را رها كند ، جهنّم از آن اوست . و كسى كه از طرف ظالمى دشمنى كند يا او را در دشمنى يارى دهد ، فرشته مرگ با بشارت به لعنت خدا ، ماندن هميشگى در آتش جهنّم كه عاقبت بدى است ، به سراغ او خواهد آمد .
و من خفّ لسلطان جائر كان قرينه في النّار .
و كسى كه براى حاجتى خود را براى سلطان ستمكارى سبك و آماده نمايد ، در جهنّم همراه او خواهد بود .
و من دلّ سلطانا على الجور قرن مع هامان و كان هو و السّلطان من أشدّ أهل النّار عذابا .
و كسى كه سلطانى را در ستمگرى راهنمايى كند ، با « هامان » همراه شده و عذاب او و آن سلطان از سختترين عذابهاى اهل جهنّم است .
و من عظّم صاحب دنيا و أحبّه لطمع دنياه سخط اللّه عليه و كان في درجته مع قارون في الباب الأسفل .
و كسى كه دنيادار را به طمع دنيا بزرگ و عزيز داشته و او را دوست بدارد ، خداوند بر او غضبناك شده و با « قارون » در تابوت زيرين جهنّم در يك درجه خواهد بود .
ثواب الأعمال وعقاب الأعمال ( فارسى ) — صفحة 474
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٤٧٤