مثلًا وقتى محتشم مىگويد :
اين ماهى فتاده به درياى خون كه هست * زخم از ستاره بر تنش افزون حسين توست
و يا دعبل در محضر امام رضا عليه السلام مىسرايد :
أفاطم لو خلت الحسين مجدلا * و قد مات عطشانا بشط فرات
اذا للطمت الخد فاطم عنده * واجريت دمع العين فى الوجنات « 1 »
بسيار بهتر و رسا تر عمق مصيبت را به مخاطبانش منتقل مىكند ، هر چند چنين واقعهاى بعينه اصلًا رخ نداده باشد .
بسيار غلط و ناروا است كه بگوييم حتما بايد تمامى الفاظ ناقل مصيبت به سند معتبر به او رسيده باشد ، زيرا شيوه بيان يك معنى و مفهوم گونههاى مختلفى دارد .
آيا رساندن معناى عشق و محبت با تصاوير خيالى خرافه پرستى است ؟
آيا بيان شوق و علاقه زياد در ظاهر قالبى توهمى خرافه است ؟
آيا بيان شدت مصيبت و حزن با به تصوير كشيدن صورتى خيالى باطل و باطل پرستى است ؟
در اين صورت بايد يكى از عوامل بسيار موثر و سازنده كه حيات
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، علامه مجلسى : 45 / 257 .