تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علم اليقين في أصول الدين — صفحة 1486

مساهمون:

ص١٤٨٦
مجلس تمام گشت وبه آخر رسيد عمر * ما همچنان در اوّل وصف تو مانده‌ايم
: 110
ور مثالي خواهى از علم نهان * قصه گو از روميان وچينيان
: 482
چينيان گفتند : ما نقّاش‌تر * روميان گفتند : ما را كرّ وفرّ
: 482
گفت سلطان امتحان خواهم درين * كز شماها كيست در دعوى كزين
: 482
أهل چين وروم چون حاضر شدند * روميان در علم واقف‌تر بدند
: 482
چينيان گفتند : يك خانه به ما * خاص بسپاريد ويك آن شما
: 482
بود دو خانه مقابل در به در * زان يكى چينى ستد ، رومى دگر
: 482
چينيان صد رنك از شه خواستند * بس خزينه باز كرد آن ارجمند
: 482
هر صباحى از خزينه رنگها * چينيان را راتبه بود وعطا
: 482
روميان گفتند نه نقش ونه رنگ * در خور آيد كار را جز دفع زنگ
: 482
در فروبستند وصيقل مىزدند * همچو گردون ساده وصافي شدند
: 482
از دو صد رنگى به بىرنگى رهيست * رنك چون ابرست وبىرنگى مهيست
: 482
هرچه اندر ابر ضو بينىّ وتاب * آن ز اختر دان وماه وآفتاب
: 482
چينيان جون از عمل فارغ شدند * از پى شادى دهلها مىزدند
: 482
شه درآمد ديد آنجا نقشها * مىربود آن عقل را وفهم را
: 482
بعد از آن آمد به سوى روميان * برده را بالا كشيدند از ميان
: 482
عكس آن تصوير وآن كردارها * زد برين صافي شده ديوارها
: 482
هرچه آنجا ديد اينجا به نمود * ديده را از ديده خانه مىربود
: 482
ترا سه چيز مىبايد ز كونين * بدانستن ، عمل كردن ، شدن عين
: 16
دو علمت از عبادت عين گردد * دلت آيينه كونين گردد
: 16
تو را از بهر اين كار آفريدند * اگرچه خلق بسيار آفريدند
: 7
هم توئى اى قديم فرد اله * وحدت خويش را دليل وگواه
: 58
شهد اللّه تو بشنو وتو بگو * : وحده لا إله الّا هو
: 58
حجاب روى تو هم روى تست در همه حال * نهاني از همه عالم ز بس‌كه پيدائى
: 47
بهر چه مىنگرم صورت تو مىبينم * وز ان ميان همه در چشم من تو مىآئى
: 49
تو كه در نفس خود زبون باشى * عارف كردگار چون باشى
: 299
ملك در سجده آدم زمين بوس تو نيّت كرد * كه در حدّ تو چيزى يافت بيش از شأن انساني
: 635