تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 617

مساهمون:

ص٦١٧
جابر بن عبد اللّه روايت آورده‌اند كه گفت : يك يهودى به خدمت رسول خدا صلّى اللّه - عليه ( و آله ) و سلّم آمد و گفت : اى محمّد ؛ مرا خبر ده از ستارگانى كه يوسف ديد برايش سجده كردند نام آنها چيست ؟ پس آن حضرت جوابش را نداد تا اينكه جبرئيل بر آن حضرت فرودآمد و آن نامها را به عرض حضرت رسانيد ، پس آن جناب در پى آن يهودى فرستاد و به او فرمود : اگر تو را از آنها مطّلع سازم آيا ايمان خواهى آورد ؟ » عرضه داشت : بله ، فرمود : « حزثان ، و طارق ، و الذّيّال ، و ذو الكيعان ، و ذو الفرع ، و وثّاب ، و عمودان ، و قابس ، و الصّروح ، و المصبّح ، و الفيلق ، و الضّياء ، و النّور » يهودى گفت : آرى به خدا اينها نامهاى آن ستارگان است ، آنها را در أفق آسمان ديد كه برايش سجده كردند ، پس چون خوابش را براى پدرش تعريف كرد پدر گفت : وضع پراكنده‌اى را مىبينم كه خداوند آن را جمع خواهد فرمود . و ابن مردويه از أنس آورده كه پيغمبر صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم فرمود : هنگامى كه يوسف گفت :
( ذلِكَ لِيَعْلَمَ أَنِّي لَمْ أَخُنْهُ بِالْغَيْبِ
- تا اينكه بداند كه من در پنهانى او را خيانت نكرده‌ام « 1 » جبرئيل به او گفت : اى يوسف اهتمامت را ياد كن ، گفت :
( وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسِي
- و خودم را مبرّا نمىكنم « 2 » .

الرّعد :

روايتى را ترمذى - كه حسن شمرده - و حاكم - كه صحيح دانسته - از أبو هريره آورده‌اند از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم كه دربارهء فرمودهء خداوند :
( وَ نُفَضِّلُ بَعْضَها عَلى بَعْضٍ فِي الْأُكُلِ
- و بعضى را بر بعض ديگر در خوردن برترى دهيم « 3 » فرمود : مراد « دقل » و « فارسى » و « حلو » و « حامض » ( چهار نوع خرما ) است . و احمد و ترمذى - كه صحيح شمرده - و نسائى از ابن عباس روايت آورده‌اند كه گفت : جمعى از يهود به محضر رسول اكرم صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم شرفياب شدند و گفتند : ما را از رعد خبر ده كه چيست ؟ فرمود : « فرشته‌اى از فرشتگان خداوند است گماشته شده برابر ، ترنايى از آتش در دست دارد كه ابرها را با آن همىراند ، هر كجا
هامش
( 1 ) يوسف ، 52 ( 2 ) يوسف ، 53 ( 3 ) رعد ، 4