منفصلى داشته باشد ، و آن يا لفظى است و يا عقلى :
و دليل لفظى را نمىشود در مسائل اصولى ملاك قرار داد ؛ چونكه قطعى نيست ؛ زيرا كه متوقف بر منتفى شدن احتمالات دهگانهء مشهور مىباشد ، و انتفاء آنها از روى گمان است ، و آنچه بر گمان متوقف باشد مظنون است ، و نمىتوان با ظنّى در مسائل اصولى استدلال كرد .
و امّا دليل عقلى ، فقط اين مقدار فايده مىرساند كه لفظ را از ظاهرش برگردانيم ، چونكه ظاهر آن محال است ، ولى اثبات معنى مراد با عقل امكان ندارد ، زيرا كه ترجيح يك مجاز بر مجاز ديگر ، و تأويلى بر تأويل ديگر است ، و آن ترجيح جز با دليل لفظى امكانپذير نيست ، و دليل لفظى در ترجيح ضعيف است و فقط ظن را مىرساند ، و در مسائل اصولى نمىشود بر ظن تكيه كرد ؛ لذا پيشوايان محقق از سلف و خلف - پس از استدلال و اقامهء دليل قاطع بر اينكه حمل لفظ بر ظاهرش محال است - برگزيدهاند كه جستجو و كاوش براى تعيين تأويل نبايد كرد » .
و اين كلام از امام تو را بس باشد !
فصلى در آيات صفات :
از جمله متشابهات آيات صفات مىباشد ، ابن اللّبّان كتاب مستقلى دربارهء آن تأليف كرده است ، مانند :
( الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى )
« 1 » ،
( كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ )
« 2 » ،
( وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ )
« 3 » ،
( وَ لِتُصْنَعَ عَلى عَيْنِي )
« 4 » ،
( يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ )
« 5 » ،
( وَ السَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ )
« 6 » .
و جمهور اهل سنت از جمله سلف و اهل حديث بر آنند كه بايد به آنها ايمان آورد ، و معنى مقصود از آنها را به خداى تعالى واگذارد ، با اينكه خداوند را از حقيقت آنها تنزيه مىكنيم .
ابو القاسم لالكائى در كتاب سنن خود از طريق قرة بن خالد ، از حسن ، از مادرش ، از امّ سلمه آورده كه دربارهء فرمودهء خداى تعالى :
( الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى )
« 7 » گفت : چگونگى آن تعقل نشدنى ، و استواء غير مجهول ، و اقرار به آن از
هامش
( 1 ) . طه ، 5 .
( 2 ) . قصص ، 88 .
( 3 ) . رحمن ، 27 .
( 4 ) . طه ، 39 .
( 5 ) . فتح ، 10 .
( 6 ) . زمر ، 67 .
( 7 ) . طه ، 5 .