Skip to main content

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — Page 155

Contributors:

P.155

نوع پنجاه و چهارم در كنايات و تعريض

اين دو از أنواع بلاغت و روشهاى فصاحت مىباشند ، و قبلا گذشت كه كنايه از تصريح بليغتر است . و أهل بيان آن را چنين تعريف كرده‌اند كه : لفظى است كه لازم معنايش از آن اراده شده . و بقولى : ترك تصريح به چيزى به آنچه در لزوم مساوى آن است كه از آن به ملزوم منتقل گردند . و كسى كه وقوع مجاز را در قرآن منكر است ، وقوع كنايه را در قرآن انكار نموده بنا بر اينكه مجاز است ، و اختلاف در اين باره گذشت . و كنايه چند سبب دارد : يكى : توجه دادن به قدرت عظيم ، مانند :
( هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ -
او است كه شما را از يك نفس آفريد « 1 » كنايه از آدم است . دوم : رها كردن لفظ به مجمل‌تر از آن ، مانند :
( إِنَّ هذا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ نَعْجَةً وَ لِيَ نَعْجَةٌ واحِدَةٌ
- اين برادر من نود و نه ميش دارد و من يك ميش دارم « 2 » كه ميش را كنايه از زن آورد ، چنان كه عادت عرب است كه ترك تصريح به ذكر زنان مجمل‌تر است ، از همين روى در قرآن هيچ زنى جز مريم نام برده نشده است . سهيلى
Footnote
( 1 ) . أعراف ، 189 ( 2 ) . ص ، 23
الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — Page 155 | جلال الدين السيوطي / سيد مهدى حائرى قزوينى / محمد ابوالفضل ابراهيم