Skip to main content

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — Page 647

Contributors:

P.647
اين ست كه اهل حقّ در اثبات امامت جناب امير المؤمنين عليه السّلام بحديث منزلت بعد اثبات عموم منازل افاده نموده‌اند كه از منازل حضرت هارون عليه السّلام مفترض الطّاعة بودن آن حضرتست پس لازم آيد كه جناب امير المؤمنين عليه السّلام هم مفترض الطاعة باشد پس اين كلام اهل حقّ استدلالست و منصب شان در آن منصب مدعى و حضرات اهل سنت بجواب‌شان هر گاه گفتند كه افتراض طاعت حضرت هارون عليه السّلام بسبب نبوّت بود و چون نبوت در حق حضرت امير المؤمنين عليه السّلام منتفى شد بايد كه افتراض طاعت هم از آن حضرت منتفى شود زيرا كه بانتفاى سبب مسبب منتفى مىشود اين تقرير متضمن معارضه اصل دليلست پس در اين تقرير حضرات اهل سنت هم بمنصب دعوى رسيدند بسبب ادعاى انتفاى افتراض طاعت جناب امير المؤمنين عليه السّلام بسبب انتفاى سبب آن پس بجواب اين تقرير اهل حقّ را منصب منع بهمرسيد يعنى اهل سنت مثبت انتفاى افتراض طاعت گرديدند و اهل حقّ مانع انتفا گو در اصل تقرير مثبت افتراض طاعت باشند پس الحال اهل حقّ را مجرد احتمال عدم انتفاى افتراض طاعت كافيست چه اهل سنت درين معارضه مثبت انتفاى افتراض طاعت بودند و آن را مستند ساخته بودند به اينكه مسبب بانتفاى سبب منتفى مىشود اهل حقّ بجواب شان بطلان مستندشان بيان كردند به اين طور كه انتفاى سبب را انتفاى مسبب لازم نيست چه جائزست كه براى يك مسبب اسباب عديده باشد پس بانتفاى يك سبب حكم بانتفاى مسبب نتوان كرد و ظاهرست كه مجرد احتمال وجود سبب ديگر درين مقام اهل حقّ را كافيست و سنيه را كه مدعى انتفاى مسبب‌اند لازمست كه انتفاى جميع اسباب يا انحصار سببيت در سبب خاص ثابت سازند تا معارضه صحيح شود و هر چند صحّت بيان حقير بر كسى كه ادنى بهره از فن مناظره داشته باشد مخفى نيست لكن براى تنبيه ناظر غير ماهر و دفع لجاج مكابر ايراد سند مىنمايم پس بايد دانست كه شيخ عبد الرشيد در شرح رساله شريفيه مىگويد فاذا اقام المدعى الدليل و يسمّى