پرش به محتوای اصلی

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحه 426

پدیدآورندگان:

ص۴۲۶
الامامة التى لا واسطة بينه و بين الحق فيما و له الامامة بالواسطة من جهة استخلاف اخيه ايّاه على قومه فجمع بين قسمى الامامة فقويت نسبته إليها فلذلك اضيف حكمته إليها دون غيرها من الصّفات و اعلم انّ هارون لموسى عليه السلام حين استخلفه على قومه و ذهب لميقات ربّه بمنزلة نوّاب محمد لمحمد صلّى اللَّه عليه و سلّم بعد انقضاءه عن النشأة العنصرية ذاهبا الى ربّه الخ ازين عبارت بكمال وضوح و نهايت ظهور بطلان زعم منافات نبوت با خلافت كه راه فخر رازى زده و شاه ولى اللَّه و مخاطب هم در ان گرفتاراند هويدا و آشكار مىگردد زيرا كه ازين ظاهرست كه حضرت هارون رسول مبعوث بسيف و از انبياء اولى العزم بود و جامع بود در ميان خلافت و رسالت و براى آن حضرت ثابت بود امامتى كه در ان ميان او و حق تعالى واسطه نباشد و امامتى كه بواسطه باشد به جهت استخلاف حضرت موسى آن حضرت را در قوم خود پس حضرت هارون جمع كرده بود هر دو قسم امامت يعنى امامت بىواسطه و امامت با واسطه را و جمع كردن حضرت هارون ع در ميان هر دو قسم امامت سبب قوت نسبت آن حضرت بسوى امامتست و چون جمع كردن حضرت هارون ع سبب قوت نسبت آن حضرت سوى امامتست لهذا نسبت كرده شد حكمت آن حضرت بسوى امامت نه بسوى ديگر صفات آن حضرت پس به حمد اللَّه المنان بكمال وضوح و عيان بطلان و هو ان زعم منافات نبوت و رسالت با امامت و خلافت بوجوه عديده و طرق سديده واضح و ظاهر و لائح و باهر گرديد و مخفى نماند كه ازين عبارت خلافت حضرت هارون به چند وجه ظاهرست اول آنكه از قول او و الامامة التى بالواسطة الخ ظاهرست كه حضرت هارون عليه السلام را امامت بواسطه حاصل بود دوم آنكه از قول او مثل استخلاف موسى الخ ظاهرست كه حضرت موسى