لازم است ، و الا اعتماد كلى حاصل نشود ، و بجاى عصمت ، حفظ الهى و تأييد ربانى بحسب عادة اللَّه مىبايد اثبات كرد ، و بجاى افتراض طاعت و نصب من عند اللَّه و رسوله ، استخلاف بنص و اشاره مىبايد ذكر كرد ، تا سخن درست گردد ] .
و نيز شاه ولى اللَّه در « ازالة الخفا » گفته :
[ و از لوازم خلافت خاصه آنست كه خليفه افضل امت باشد در زمان خلافت خود عقلا و نقلا ، از آن جهت كه در نكته اولى تقرير كرديم كه چون خلافت ظاهره همدوش خلافت حقيقيه باشد ، وضع شىء در محل خود ثابت گردد ، ليكن اينجا نكتهاى بايد شنيد كه غير اخص خواص رياست خواص را لائق نيست ، پس خلافت او مطلق نباشد ، و نصب او غير افضل حكم رخصت دارد به نسبت عزيمت ، و رخصت خالى از ضعفى نيست ، و مورد مدح مطلق نمىتواند شد ، و از آن جهت كه در خلافت خاصه تمكين دين مرتضى من كل وجه مطلوب است ، و آن به غير استخلاف افضل صورت نمىبندد ، چنان كه حضرت مرتضى نزديك استخلاف امام حسن فرمود :
« ان يرد اللَّه بالناس خيرا ، فسيجمعهم بعدي على خيرهم » ، رواه الحاكم .
بخلاف خلافت عامه كه آنجا تمكين دين مرتضى من وجه دون وجه مطلوب است ، لا من كل الوجوه ، و از آن جهت كه خلافت خاصه مقيس است بر نبوت ، زيرا كه در حديث آمده :
« خلافة علي منهاج النبوة »
و نيز آمده :
« يكون نبوة و رحمة ، ثم خلافة و رحمة »
و جامع هر دو رياست عامه است در دين و دنيا ، ظاهرا و باطنا .
پس چنان كه استنباء شخصى دلالت مىكند بر افضليت وى بر امت
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 70
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٧٠