اعلام ، بلكه سرور انام صلى اللَّه عليه و آله آلاف التحية و السّلام بر زبان خرافت ترجمان آرد .
و علاوه بر اين مجىء « مولى » بمعنى أولى بالتصرف سابقا حسب افادات اعاظم و افاخم محققين سنيه ظاهر شده ، و نيز مجىء « مولى » بمعنى متصرف في الامر و متولى أمر و مثل آن بلا شبهه بتصريح أكابر محققين سنيه ، كما علمت سابقا ، ثابت است ، و در « صواعق » تصريح كرده كه متصرف فى الامر معناى حقيقى لفظ « مولى » است ، پس ادعاى اين معنى كه خلافت و امامت اصلا بر قاعدهء لغت عرب از اين حديث بر نتوان داشت ، مثل نفى دلالت كلمهء
لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ *
بر توحيد و نفى دلالت
مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ
بر رسالت جناب رسالتمآب صلى اللَّه عليه و آله است ، و از عجائب آن است كه حضرات اهل سنت ارشاد مىفرمايند كه در « حديث خوخه » [ 1 ] امر به سد ديگر خوخها سواى خوخهء أبى بكر اشارهء واضحه است بامامت و خلافت أبى بكر .
پس حيرتم مير بايد كه در اينجا جناب رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله در اين مقدمهء بس عمده بر مثل اين كلام چسان اكتفا فرمود ! ؟ سبحان اللَّه ! در حديث غدير كه دلالت صريحه بر امامت و خلافت جناب أمير المؤمنين علي بن أبي طالب عليه السّلام دارد ، تا آنكه حسان و غير او از صحابهء اعيان همين فهميدند ، هيچ قرينه هم براى دلالتش بر مطلوب پيدا نمىشود ، و از « خوخه » سوراخ خلافت مراد گرفته مىشود .
ملا علي قادرى در « مرقاة » شرح
حديث « لا يبقين في المسجد خوخة الا خوخة أبى بكر »
گفته :
هامش
[ 1 ] الخوخة : الكوة .