است ميان علوم ظاهرى و باطني . وى را علوم اهل باطن مصنفات مشهور است ، چون كتاب « اسرار النقطة » ، و « شرح اسماء اللَّه » ، و « شرح فصوص الحكم » ، و « شرح قصيدهء خمريهء فارضيه » و غير آن .
وى مريد شيخ شرف الدين محمود بن عبد اللَّه المزدقاني بود ، اما كسب طريقت پيش صاحب السر بين الاقطاب ، تقي الدين على دوستى كرد و چون تقي الدين على از دنيا برفت ، باز رجوع به شيخ شرف الدين محمود كرد و گفت : فرمان چيست ؟ وى توجه كرد و گفت :
فرمان آنست كه در اقصاى بلاد عالم بگردى ، سه نوبت ربع مسكون را سير كرد و صحبت هزار و چهار صد « ولى » را دريافت ، و چهار صد « ولى » را در يك مجلس دريافت صحبت داشت و رد كرد ، و متحير شد كه چه نام نهد .
چون بشرف مدينهء مبارك مشرف شد ، التماس از روح مقدس مطهر مصطفى صلى اللَّه تعالى عليه و سلم كرد ، و در واقعه ديد كه حضرت مصطفى صلى اللَّه تعالى عليه و سلم مىگويد : كه اين مجموعه را « اوراد فتحيه » نام نه ، بعد از آن « اوراد فتحيه » نام كرد ، كه حالا مريدان خانوادهء او بعد از نماز صبح مىخوانند و فائده مىگيرند ، و در سادس ذى الحجة سنة ست و ثمانين و سبعمائة نزديك به ولايت كبر و سواد فوت شد و از آنجا به ختلانش نقل كردند ] .
و محمود بن سليمان كفوى در « كتائب الاعلام الاخيار من فقهاء مذهب نعمان المختار » گفته :
[ لسان العصر ، سيد الوقت ، المنسلخ عن الهياكل الناسوتية ، و المتوصل الى السبحات اللاهوتية ، الشيخ العارف الرباني العالم الصمداني أمير سيد علي
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 335
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٣٣٥