استناد كردهاند ، بجواب طعن چهارم از مطاعن أبى بكر براى اثبات امارت أبى بكر در بعض سرايا گفته :
[ و در « معارج » و « حبيب السير » مذكور است كه بعد غزوهء تبوك اعرابى در جناب پيغمبر آمده ، عرض نمود كه قومى از اعراب در وادى الرمل مجتمع گشته ، و داعيهء شبيخون دارند [ 1 ] ] - الخ .
و در جواب طعن سوم از مطاعن أبى بكر بعد ذكر قصهء تجهيز جيش اسامه گفته :
اين است آنچه در « روضة الصفا » و « روضة الاحباب » و « حبيب السير » و ديگر تواريخ معتبرهء شيعه و سنى موجود است ] [ 2 ] - انتهى .
از اين عبارت ظاهر است كه « تاريخ روضة الصفا » و « حبيب السير » مثل « روضة الاحباب » از تواريخ معتبره است ، و للّه الحمد على ذلك .
و بجواب طعن يازدهم متضمن عزل أبى بكر از اداى سورهء برائت گفته :
[ جواب در اين روايت طرفه خبط و خلط واقع شده ، مثال آنكه كسى گفته است :
چه خوش گفته است سعدى در زليخا * ألا يا أيها الساقى أدر كاسا و ناولها
يا مانند استفتاء مشهور كه خشن و خشين هر سه دختران معاويه را چه حكم است ؟ تفصيل اين مقدمه آنكه روايات اهل سنت در اين قصه مختلفند اكثر روايات به اين مضمون آمدهاند كه ابو بكر رضى اللَّه عنه را براى امارت حج منصوب كرده ، روانه كرده بودند ، نه براى رسانيدن برائت و حضرت امير را بعد از روانه شدن ابو بكر رضى اللَّه عنه ، چون سورهء
هامش
[ 1 ] تحفه اثنا عشرية : 424 .
[ 2 ] تحفه اثنا عشرية : 421 .