و تنقيد او ، مستغني از بيان ، در « لسان الميزان » نهايت مدح و ثناى آن جناب ذكر كرده ، يعنى از ابن أبي طي [ 1 ] نقل نموده آنچه حاصلش اين است :
كه سيد مرتضى اول كسى است كه دار خود را دار علم گردانيده ، و براى مناظره آن را مقرر ساخته ، و فتوى داده قبل از آنكه بسن بيست سال رسد و حاصل بود براى آن جناب رياست دنيا و علم با عمل كثير در سر ، و مواظبت تلاوت قرآن شريف ، و قيام ليل ، و افادهء علم ، و شوق و محبت علم بمرتبة داشت كه بر علم چيزى را اختيار نمىساخت ، و علم بلاغت و فصاحت لهجه مىافراشت .
فضائل سيد مرتضى بگفتار ابو اسحاق شيرازى
و شيخ أبو اسحاق شيرازى ، بكمال تبجيل و تعظيم و تفخيم ، جناب سيد مرتضى را ذكر كرده ، يعنى گفته آنچه حاصلش اين است كه : شريف مرتضى ثابت الجأش بود ، و كلام مىكرد به زبان معرفت ، و وارد مىكرد كلمة مسددة را ، پس مىگذشت مثل گذشتن تير در نشانه ، و هر گاه شروع مىكردند مردم كلام را ، آن جناب در يك جانب مىبود ، و مردم ديگر در جانب ديگر ، حاصل آنكه آن جناب تنها مقابل و مزاحم سائر علماء و فضلا مىشد و ديگر اكابر و اجله بمرتبهء او نمىرسيدند [ 2 ] .
و جلالت شأن و علو مكان أبو اسحاق شيرازى ، هر چند سابقا دريافتى ، ليكن در اين جا از لسان عمدة الأعيان سنيان ، حضرت يحيى بن شرف نووى [ 3 ] ، بعض فضائل عاليه و مناقب حاليهء او بايد شنيد ، در « تهذيب
هامش
[ 1 ] ابن أبى طى : يحيى بن حميدة بن ظافر بن على بن عبد اللَّه الغسانى المورخ الحلبى المتوفى سنة ( 630 ) .
[ 2 ] لسان الميزان ج 4 / 223 ط حيدرآباد الدكن .
[ 3 ] النووى : يحيى بن مشرف بن مرى بن حسن الحزامى الشافعى أبو زكريا المتوفى سنة ( 676 ) .