عنقه ، قال احمد : و مالك لم يردّ الحديث لكن تأوله ] .
از اين عبارت ظاهر است كه هر گاه به ابن أبي ذئب خبر رسيد كه مالك عمل نمىكند بحديث
« البيّعان بالخيار »
، ارشاد نمود كه : استتابت كرده شود مالك ، پس اگر توبه كند ، و گرنه گردن زده شود .
و امام احمد بن حنبل در تخليص گلوى امام مالك و حمايت او افاده كرده كه : مالك رد حديث نكرده ، لكن تأويل آن نموده .
پس ، از اين افاده ظاهر است كه امام احمد بن حنبل هم ، حكم را باستتابت و ضرب عنق در صورت عدم توبه ، اگر رد حديث از مالك واقع مىشد ، انكار نتوانست كرد .
اعراض از حديث غدير مساوق كفر است
و هر گاه اعراض از حديث
« البيعان بالخيار »
به اين مثابه شنيع و فظيع باشد كه ابن أبي ذئب بر مالك ، با آن همه عظمت و جلالت ، حكم استتابت و ضرب عنق در صورت عدم توبه جارى سازد ، و احمد بن حنبل هم انكار اين حكم ابن أبي ذئب در صورت رد خبر نكند ، پس رد و انكار خبر غدير ، كه بمراتب بىنهايت بالاتر از حديث
« البيعان بالخيار »
مىباشد ، به صد اولويت موجب ضرب عنق در صورت عدم توبه خواهد بود .
و محمد بن أبى بكر المعروف بابن القيم الجوزية الحنبلى [ 1 ] در « زاد المعاد في هدى خير العباد » بعد ذكر حديث طويل از عبد اللَّه بن احمد در ذكر قدوم وفد بنى المنتفق [ 2 ] گفته :
[ هذا حديث كبير جليل تنادى جلالته و فخامته و عظمته على انه قد خرج من
هامش
[ 1 ] ابن القيم : شمس الدين الدمشقى المتوفى ( 751 )
[ 2 ] المنتفق : بن عامر بن عقيل : جد جاهلى .