قدح دين و ايمان ، و جرح معرفت و ايقان خود است ، و شناعت و فظاعت آن نهايت ظاهر و واضح .
پس اگر كسى از متعصبين جسارت بر آن كرده باشد ، آن را در زواياى ستر و اخفاء بايد انداخت ، نه آنكه بكمال جلادت و جسارت آن را شايع نموده ، مزيد تعصب و تصلب خود در رد حق ، در اكناف و اطراف عالم ذائع بايد ساخت .
هشتم آنكه تصريحات و افادات ائمه اكابر ، و اساطين ذوى المفاخر ، و محققين اوائل و اواخر سنيه ، كه اسماى متبركه جمعى از ايشان شنيدى ، رد و ابطال اين خرافت بكمال صراحت مىكند ، كه از آن تواتر اين حديث شريف واضح است .
نهم آنكه نصوص جمعى ديگر از منقدين نحارير ، و محققين مشاهير ، و اماثل اعلام ، و اجلهء فخام سنيه ، كه از آن صحت اين حديث واضح است ، نيز بكمال ظهور و وضوح ، ابطال اين هفوه فظيعهء ، و قلع اساس اين خرافت شنيعه مىكند .
دهم آنكه از غرائب الطاف الهيه ، و عجائب عنايات ربانيه ، آنست كه والد ماجد اين بزرگ ، يعنى حضرت ابو داود ، اين حديث شريف را روايت كرده ، و بر نواصى منكرين و جاحدين ، نيل تفضيح و تقبيح گذاشته .
پس هر گاه حديث شريف بروايت والد ماجد اين بزرگ ثابت باشد ، اگر اين خلف رشيد عقوق والد ماجد خود اختيار كرده ، قدح و جرح در اين حديث شريف نمايد ، چگونه متدينى و منصفى به آن اعتناء تواند كرد .
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحه 140
پدیدآورندگان: السيد مير حامد حسين الهندي
ص۱۴۰