شاهصاحب سيد مرتضى را تحقير كرده
پس مقام نهايت شرم و آزرم ، و حيا و خجالت است ، كه چنين دو عالم جليل و محقق نبيل سنّيان ، كتاب « غرر و درر » را به اين مدح عظيم و ثناء جليل ياد سازند ، و جناب شاهصاحب بر رغمشان بعض افادات همين كتاب را ، سبب غايب عيب و ازراء ، و تحقير و تعبير جناب سيد مرتضى طاب ثراه گردانند ، و از تفضيح و تقبيح خود نهراسند .
و كرامت جناب سيد مرتضى آنست كه ، چون جناب شاهصاحب در اين مقام ، در صدد توهين و تهجين آن جناب افتاده ، و زبان بتغليط در فهم شعر ذو الرمّة ، و حط منزلت ملازمانش در علم عربيّت گشاده ببلاء تحريف و تصحيف كلام ذو الرمّه مبتلا شده ، و از فهم كلام منثور او ، فضلا عن المنظوم ، بمراحل شاسعه دور افتاده ، كمال علوّ منزلت خود در علم عربيّت ثابت ساخته .
بيانش آنكه در صدر اين تشنيع شنيع گفته :
و عجب است از علماء اماميّه كه آيات صريحه قرآن را گذاشته ، و اخبار صحيحه ائمّه را پس پشت انداخته ، بقول شاعرى جاهل ، تمسّك نمودهاند در اين اعتقاد خود و مصداق آيه
« وَ الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ »
[ 1 ] گشتهاند » .
روى الشريف المرتضى في « الغرر و الدرر » عن الثوري ، عن أبي عبيدة قال : اختصم رؤبة و ذو الرمّة عند بلال بن أبي بردة ، فقال رؤية : و اللَّه ما فحص
هامش
[ 1 ] الشعراء : 224 .